خير . احتمال سوم اين است كه سخن گفتن و موعظه براى كسى كه بيش از نود سال عمرش را به انحراف از ولايت گذرانده و اعتقادى به امامت ندارد اثرى ندارد .
به هر تقدير ، درنگ او در پشت درب منزل جعفر بن محمد به درازا نمىكشد كه اجازهى ورود برايش صادر مىشود . روايت را از زبان او پى مىگيريم :
« فما لَبِثتُ إلّا يسيراً ، إذ خرج خادمٌ له قال :
« ادخُل على بَرَكهى اللَّهِ » ،
فدخلتُ وسَلَّمتُ عليهِ ، فَرَدَّ عَلَى السلامَ وقال :
« اجلِس غَفَر اللَّهُ لك » ،
فجلَستُ فأَطرَقَ مَلِيا ثُمَّ رَفَعَ رأسَهُ وقال :
« أبو مَن ؟ »
قلتُ : « أبو عبداللَّه » ، قال :
« ثَبَّتَ اللَّهُ كُنَيتَكَ وَوَفَّقَكَ لِمَرضَاتهِ
، ( يا أبا عبد اللَّه ما مَسألتُك ) ؟ »
قُلتُ فى نفسى : « لَو لَم يكن لى مِن زيارَتِهِ والتَّسليمِ عَلَيهِ غَيرُ هذا الدُّعاءِ لكانَ كَثيراً » .
ثُمَّ أطرقَ مَليا ثُمَّ رَفَعَ رأسَهُ فَقالَ : « يا أبا عَبدِاللَّهِ ، ما حاجَتُك ؟ » قلت :
« سألتُ اللَّهَ أن يعطِفَ قَلبَكَ عَلَى ويرزُقَنى من عِلمِك ، وأرجو أنَّ اللَّهَ تعالى أجابَنى فى الشَّريفِ ما سألتُهُ . »
فقال :
« يا أبا عبداللَّه ، ليس العلمُ بالتَّعَلُّم إنَّما هُو نُورٌ يقَعُ فى قَلبِ من يريدُ اللَّهُ تَباركَ
وتَعالى « 1 » أن يهدِيهُ ، فإن أرَدتَ العِلمَ فَاطلُب أوّلًا مِن نَفسِكَ حَقيقَهى العُبودِيهى ، واطلُبِ العلمَ باستِعمالِهِ واستَفهِمِ اللَّهَ يفهِمْكَ » .
و اندكى بيش درنگ نكرده بودم كه خادمش بيرون آمد و گفت : « به بركت خدا وارد شو » . داخل شدم و بر او سلام دادم و او پاسخم داد و گفت : « بنشين خدايت بيامرزد » . آنگاه مدتى دراز سر به زير افكند و خاموش ماند . سپس سرش را بلند كرد و گفت : « كنيهات چيست ؟ » گفتم : « ابوعبدالله » . فرمود : « خداوند ، كنيهات را باقى و تو را به خشنودىاش موفق بدارد . » پيش خود گفتم : « اگر از ديدار و عرض سلام به او بهرهاى ، جز همين دعا نبود ، خود بسيار است » .
سپس مدتى دراز سر به زير افكند و خاموش ماند و سپس سر بلند كرد و گفت : « اى ابوعبدالله ، نيازت چيست ؟ » گفتم : « از خداوند خواستهام كه دلت را بر من نرم كند و از دانشت ، روزىام سازد و اميدوارم كه خداوند متعال خواستهام را دربارهء آن بزرگوار اجابت كرده باشد . گفت : « اى ابوعبدالله ، دانش با يادگيرى نيست ، بلكه نورى است كه در دل هر كس ، كه خداوند تبارك و تعالى هدايتش را بخواهد ، تابيده مىشود . اگر دانش را مىخواهى ، نخست از نفس خود ، حقيقت بندگى را بخواه و دانش را با عمل به آن بخواه و از خداوند ، فهم را بخواه كه به تو مىفهماند » .
هامش
( 1 ) - سوره قصص ، ايه 83 .