تتابعت عليهالطوالع صارالتوحيد عنده زندقه والشريعه عنده هوساً فبقى بلاعين ولا اثر ان استعملالشريعه استعملها رسماً و ان نطق بالتوحيد نطق بها غلبه و قهراً » « 1 »
بدان كه ، انسان تا به ايستگاههاى توحيد نرسيده همچنان بر بساط شريعت ايستاده است . پس ، وقتى به آن مواقف رسيد ، شريعت از نظر او مىافتد و به امور آشكارى كه از معدن راستى و درستى ، درآمده و درخشيده است مشغول شود و بعد از آن كه آن سلسله لوايح و طوالع به دنبال هم و يكى پس از ديگرى براى او مطرح گرديد توحيد در نزد او ، كفر و زندقه و شريعت براى او هوى و هوس ، تلقى مىشود . پس او بىعين و اثر و بىنام و نشان ، باقى مىماند . اگر شريعت را عمل كند ، عملى ظاهرى و رسمى خواهد بود . و هرگاه به توحيد گويا باشد ، چنان نطقى ، از روى قهر و غلبه ، خواهد بود ! چنان كه ملاحظه مىكنيد اين بيان حلّاج با بيان شيخ سيدحيدر آملى صوفى شيعى دوازده امامى فاصله فراوان دارد كه شمّهاى نقل كرديم او در جايى ديگر مىنويسد : شرع مانند بادام كاملى است كه مشتمل بر پوست ، مغز و روغن است . مجموعه مثل شريعت است مغز بادام مثل طريقت و روغن بادام كه در آن است مثل حقيقت است . به عبارتى ديگر شريعت تصديق قلبى كارهاى پيامبران و عمل به موجب آنهاست و طريقت تحقق بخشيدن به افعال و آرمانهاى اخلاقى و قيام به حق آنها است و حقيقت مشاهدهى ذوقى احوال ايشان و موصوف گشتن به آن اوصاف است . « 2 »
3 - دعا و نيايش
دعاها و نيايشهاى پيغمبران و اولياى معصوم كه از همه جهت اسوه و سرمشقاند ، داراى زبان تنزيه و تقديس است نه تمثيل و تشبيه ، تعالىالله عن ذلك علواً كبيراً . ما فعلًا در اين باب نمىتوانيم وارد شويم كه اقيانوس بيكرانهاى است و آن را با يك جرعه نمونهبردارى نتوان كرد . همين اندازه اشاره مىكنيم كه آنان حتى در رابطه با خود نيز بسيار مؤدب سخن گفتهاند و از خداوند تعالى مزيد نعمت و گذشت از خطا ، وصول عمر و گسترش مهر و محبت در ميان مردم را خواستهاند ، مضامين مناجات شعبانيه و ديگر ادعيهى مأثوره از اولياى معصوم جالب توجه است . حقير به دعايى اشاره مىكنم كه شايد در نوع خود در بُعد عرفانى و فلسفى منفرد باشد معذلك از حدود ادب خارج نيست هر چند كه فقط در اين دعا و امثال آن ، نوعى بيان تشبيهى مطرح است .
« اللهم انى اسئلك بمعانى جميع ما يدعوك به ولاه امرك . . . لافرق بينك و بينها الّا انّهم عبادك و خلقك ، رتقها و فتقها بيدك ، بدئها منك و عودها اليك . . . » « 3 » خدايا ! از تو مسئلت دارم به معانى همه آنچه كه واليان امرت ، تو را بدانها مىخوانند . . . فرقى ميان تو و آنها نيست
هامش
( 1 ) - اخبار حلّاج / 73 .
( 2 ) - جامعالاسرار / 345 .
( 3 ) - شيخ عباس قمى / مفاتيجالجنان / دعاهاى رجب / 134 ، طاهر خوشنويس ، صندوق پستى 2245 .