استنباط نويسنده
بى ترديد ذوق سليم ، انديشه توانا ، ذهن خلّاق ، نبوغ سرشار ، حافظه قوى ، پشت كار ، دقت نظر ، عمق فكرى و تدبر در مطالعه كتاب هاى تفسيرى گذشتگان و كتب علوم قرآنى پشتيبان اساس كار اين مفسر بزرگ قرار داشته و يقيناً در نوشتن تفسير الميزان همه آن امور ذى دخل بوده اند . اما به اعتقاد قطعى حقير ، طهارت و تهذيب نفس و تقوى بالاى آن مرحوم و در نتيجه دريافت الهامات غيبى در نوشتن تفسير سرآمد همه عوامل ياد شده مى باشد . چون اين وعده خداوند است كه :
انْ تَتَّقُوا اللهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرقاناً « 1 »
اگر تقواى الهى داشته باشيد خداوند وسليه جدا سازى حق از باطل را به شما عطا مى فرمايد ( روشن بينى خاصى به شما عطا مىكند )
و شايد به توان بر اين مدعا شواهدى هم ذكر نمود
چنان كه مؤلف مهرتابان مى نويسد :
روزى به حضرت استاد عرض كردم : من كه به مطالعه اين تفسير مشغول مى شوم در بعضى اوقات كه آيات را به هم ربط مى دهيد و زنجير وار آنها را از يكديگر موازنه ؛ و از راه تطبيق معنى را بيرون مى كشيد جز آنكه بگويم در آن هنگام قلم وحى و الهام الهى آن را بر دست شما جارى ساخته است تعبير ديگر ندارم .
ايشان سرى تكان داده و فرمودند اين فقط حسن نظر است ما كارى نكرده ايم . « 2 »
بعد عرفانى و معنوى استاد علامه طباطبايى
عرفان اسلامى از جمله دانش هايى است كه در دامن فرهنگ اسلامى زائيده شده و رشد يافت و تكامل پيدا كرد . و بدانيم كه عرفان داراى دو بخش است نظرى و عملى :
عرفان نظرى به مانند فلسفه الهى است كه در آن به تفسير هستى پرداخته مىشود كه عارف با بهره گيرى از كشف و شهودهاى قلبى خود به بحث درباره خدا و جهان و انسان مى پردازد .
عرفان عملى به مانند علم اخلاق است و جنبه سير و سلوك دارد و سالك بايد زير نظر و مراقبت يك انسان كامل و پخته منازل و مقامات را يكى پس از ديگرى طى كند تا به قله منبع انسانيت يعنى توحيد كامل برسد . « 3 »
هامش
( 1 ) - - سوره انفال ، آيه 29 .
( 2 ) - مهر تابان ، صفحه 44 .
( 3 ) - كلام و عرفان ، صفحه 70 .