سوم آن زن بر او حرام است . ولى اگر بعد از طلاق سوم به ديگرى شوهر كند ، با چهار شرط به شوهر اول حلال مىشود ، يعنى مىتواند آن زن را دوباره عقد نمايد :
اول - آنكه عقد شوهر دوم هميشگى باشد و اگر مثلًا يكماهه يا يكساله او را صيغه كند ، بعد از آنكه از او جدا شد شوهر اول نمىتواند او را عقد كند .
دوم - شوهر دوم با او نزديكى و دخول كند و بنابر احتياط واجب بايد دخول در فرج باشد و دخول در دبر كفايت نمىكند و نيز بنابر احتياط واجب بايد در فرج انزال منى هم بشود و زن و مرد از همديگر لذت كامل ببرند و آن حاصل مىشود به انزال هر دو .
سوم - شوهر دوم طلاقش دهد يا بميرد .
چهارم - عدهء طلاق يا عدهء وفات شوهر دوم تمام شود .
طلاق خلع
مسأله 2537 - طلاق زنى را كه به شوهرش شديداً مايل نيست به طورى كه به او مىگويد دستورات خداوند متعال را در امر زناشويى درباره تو انجام نخواهم داد ، و مهر يا مال ديگر خود را به او مىبخشد كه طلاقش دهد طلاق خلع مىگويند . و اگر مرد زن را اذيت و آزار نمايد و فحش بدهد كه از اين جهت او را برنجاند كه زن مجبور شود طلاق بگيرد به اين گفتار ، طلاق خلع واقع نمىشود و تصرف مرد هم در آنچه زن به او بخشيده حرام است و طلاقى كه داده شده رجعى واقع مىشود در صورتى كه در وقت خواندن صيغه خلع جملهء ( هِيَ طالِقٌ ) را ذكر كرده باشد و گرنه اصلًا طلاق واقع نمىشود .
مسأله 2538 - اگر شوهر بخواهد صيغهء طلاق را بخواند ، چنانچه اسم زن مثلًا فاطمه باشد مىگويد : ( زَوْجَتِي فاطِمَةُ خَلَعْتُها عَلي ما بَذَلَتْ هِيَ طالِقٌ ) . ( يعنى زنم فاطمه را براى بذلى كه كرده است طلاق خلع دادم يا او را از خود جدا كردم او رها است ) و ضميمهء جملهء ( هِيَ طالِقٌ ) به صيغهء خلع بنابر احتياط ، واجب است .