مسأله 2355 - عاريه دادن چيز غصبى و چيزى كه مال انسان است ولى منفعت آن را به ديگرى واگذار كرده مثلًا آن را اجاره داده در صورتى صحيح است كه مالك چيز غصبى يا كسى كه آن چيز را اجاره كرده بگويد به عاريه دادن راضى هستم و يا از قرائن معلوم باشد كه راضى هست .
مسأله 2356 - چيزى را كه منفعتش مال انسان است مثلًا آن را اجاره كرده مىتواند عاريه دهد ولى اگر در اجاره شرط كرده باشند كه خودش از آن استفاده كند ، نمىتواند آن را به ديگرى عاريه دهد و همچنين است اگر شرط هم نكرده باشند و اجاره منصرف باشد به اينكه خودش تصرف كند نمىتواند عاريه بدهد مگر به اذن او و اگر از قرائن هم باز معلوم باشد كه راضى هست كه عاريه بدهد ، جايز است كه عاريه بدهد .
مسأله 2357 - اگر ديوانه و بچه و كسى كه به حكم حاكم ممنوع از تصرف در مال خود است مال خود را عاريه بدهند صحيح نيست اما اگر ولى بچه مصلحت بداند كه مال او را عاريه دهد و بچه آن مال را به دستور ولى به عاريه كننده برساند اشكال ندارد و همچنين است اگر خود بچه با اذن ولى عاريه بدهد .
مسأله 2358 - اگر در نگهدارى چيزى كه عاريه كرده كوتاهى نكند و در استفاده از آن هم زيادهروى ننمايد و اتفاقاً آن چيز تلف شود ضامن نيست ولى چنانچه شرط كنند كه اگر تلف شود عاريه كننده ضامن باشد ، يا چيزى را كه عاريه كرده طلا و نقره باشد بايد عوض آن را بدهد .
مسأله 2359 - اگر طلا و نقره را عاريه نمايد و شرط كند كه اگر تلف شود ضامن نباشد چنانچه تلف شود ضامن نيست ولى بهتر است با اين حال عاريهدهنده ذمه او را برىء كند و يا شرط كند سقوط يا اسقاط ما فىالذمه را .
مسأله 2360 - اگر عاريهدهنده بميرد عاريهگيرنده بايد چيزى را كه عاريه كرده به ورثه او بدهد .
مسأله 2361 - اگر عاريهدهنده طورى شود كه شرعاً نتواند در مال خود تصرف كند مثلًا ديوانه شود عاريهكننده بايد مالى را كه عاريه كرده به ولى او بدهد .
رساله عمليه هداية المتقين (به انضمام رساله مضاربه و مسائل ديگر روز) (فارسى) — صفحة 427
مساهمون: الشيخ محمد على إسماعيل پور القمشهاى
ص٤٢٧