چهارم : آنكه وقوف اضطرارى هر يك از عرفات و مزدلفه را درك نمايد ، كه اظهر در اين صورت اين است كه حجّش صحيح باشد ، گر چه احوط آن است كه در صورتى كه شرايط وجوب حج باقى باشد يا حج قبلًا بر ذمّهاش مستقر شده باشد در سال آينده دوباره حج را بجا آورد .
پنجم : آنكه وقوف اختيارى مزدلفه را درك كند كه در اين صورت نيز حجّش صحيح است .
ششم : آنكه فقط وقوف اضطرارى مزدلفه را درك كند ، كه در اين صورت بعيد نيست حجّش صحيح باشد ولى احتياط اين است كه باقى اعمال را به قصد فراغ ذمه از آنچه به او تعلّق گرفته چه عمره مفرده و چه حج بجا آورده ، و در سال بعد حج را اعاده نمايد .
هفتم : آنكه فقط وقوف اختيارى عرفات را درك نمايد كه اظهر در اين صورت باطل بودن حج و انقلاب آن به عمره مفرده است ، مگر آنكه عدم وقوف در مزدلفه از روى جهل به حكم يا موضوع ( ندانستن مسئله ) باشد و عبور از مشعر هم كرده باشد كه در اين صورت بعيد نيست حجّش صحيح باشد بخصوص اگر در مشعر ذكر خدا نموده باشد ، ولى در
مناسك حج (1415هـ) — صفحة 183
مساهمون: الشيخ محمد على إسماعيل پور القمشهاى
ص١٨٣