دارد ولى وفاء به دين او نمىكند و بعد از حكم حاكم او را مفَلَّس گويند و تا حكم حاكم نباشد او ممنوع از تصرفات نيست و بعد از حكم حاكم قهراً مستثنيات دين نيز حكمش واضح مىشود .
سؤال 318 . شخص معسرى كه معامله ، هبه و صلح معوض و غير معوضى را قبل از صدور حكم اعسار انجام داده و مشخص نيست كه به قصد فرار از پرداخت دين بوده يا قصد تبرع و خير خواهانه و بيع حقيقى و غيره داشته كه نهايتاً اين معاملات در حال حاضر
اضرار طلبكاران را به دنبال داشته است حكم آن معاملات از نظر نفوذ و عدم نفوذ و صحت و عدم صحت چگونه است ؟
جواب : قبل از صدور حكم حجر ، معاملات شخص مفلس صحيح است و ظاهراً مراد شما از اعسار همان حجر است .
سؤال 319 . به نظر جنابعالى معسر به چه كسى گفته مىشود ؟ آيا به صرف نداشتن مال به كسى معسر گفته مىشود يا اين كه امكان تحصيل مال نيز نداشته باشد تا به او معسر اطلاق شود ؟
جواب : اگر شغل مناسبى كه بتواند به وسيله آن ديون خود را ادا كند نيز داشته باشد معسر نيست چه آن شغل ، كار كردن براى دائن باشد و يا كار كردن براى ديگرى . بلى اگر كارى هست و مناسب شأن او نيست و كار ديگرى هم نمىتواند انجام دهد كه مناسب باشد معسر است .
سؤال 320 . زيد طى درخواستى از دادگاه تقاضاى گرفتن طلب خود را از عمرو نموده و آقاى عمرو با مراجعه به دادگاه ادعاى اعسار نموده :
1 - آيا دادگاه مىتواند عمرو را حبس نمايد ؟ چه مدت و آيا اين حبس تعزيرى است ؟
2 - اگر اعسار عمرو بر حاكم ثابت شد تكليف دادگاه نسبت به مطالبات زيد چيست ؟ و نسبت به تقاضاى زيد چگونه بايد عمل نمايد ؟
3 - محدوده تحقيق و تفحص دادگاه در اصل دعوى اعسار چقدر است ؟ آيا صرفاً
الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات) — صفحة 152
مساهمون: الشيخ محمد على إسماعيل پور القمشهاى
ص١٥٢