3 . تشخيص قبله
توجّه به سمت قبله در حال نماز ، اشاره به اين است كه به همان نحو كه بدن مادّى را رو به قبلهى ظاهرى ( خانهى خدا ) وا مىداريم ، قلب و نفس ناطقه را متوجّه صاحبخانهاى كه از مادّه و مادّيات مبرّا است بنماييم .
حاجى به ره كعبه و من طالب ديدار * او خانه همى جويد و من صاحب خانه
شناختن قبله سبب جهت يا بى است . « 1 »
4 . وقت شناختن و نمازگزارى در وقت آن
فلسفهى آن توجّه دادن انسان است به اينكه در امر معاش و معاد بايد وقت شناسى را شعار خود گرداند و عمر گرانمايه را به بطالت نگذراند ، چنانچه على ( ع ) فرمود :
ما فات مضى و ما سيأتيك فأين * قم فاغتنم الفرصة بين العدمين « 2 »
هامش
( 1 ) . چون اسلام دين فطرى است ، بدون قطب نما با وسائل طبيعى مانند آفتاب و ستاره و امور طبيعى ، وقت و قبله تشخيص داده مىشود .
همانطور كه قطب نما را از هر طرف بگردانيم ، عقربك رو به نقطهى جنوب مىايستد ، قلب مومن نيز بايد چنين باشد يعنى هر چه انسان در مادّيات فرو رود ، باز قلب مؤمن گردش كرده رو به خدا مىنمايد .
( 2 ) . آن زمانى كه از دست رفت كه گذشت ، و زمانى كه در آينده مىآيد ، كه الان نيست ، به پاخيز و فرصت بين گذشته و آينده ( يعنى حال ) را درياب و غنيمت شمار !