و طلب خير وسعادت براى خود و ديگران است ، در عمل هم در اثر تكرار و حصول ملكه در مقام تعاون و همكارى و نوع دوستى بر مىآيد .
قرار گرفتن غنى و قوى در كنار فقير و ضعيف ، سبب شكستن كبر و منيت او شده ، تواضع شعار او مىشود و مىبيند كه همهى امور به دست خدا و ارادهى اوست ، و همه از خدا استعانت مىجويند «
ايّاك نعبد و ايّاك نستعين
» ؛ اين دو جمله سبب حصول توكّل به خدا و قطع شدن اميد از غير خدا مىشود .
خلاصه آن كه با تكرار نماز در هر روز ، پنج مرتبه ، به تدريج اين صفات حميده در شخص نمازگزار رسوخ پيدا مىكند و آن اخلاق ذميمه و صفات حيوانى ريشه كن خواهد شد .
ناگفته نماند كه بعضى اشخاص نماز مىخوانند و صفات حميدهى آنها ناچيز و صفات رذيلهى آنها زياد است ، و از تعدّى و تجاوز به مال مردم خوددارى نمىكنند و آثار نماز در وجود آنها پيدا نمىشود !
علّت اصلىاش اين است كه نماز آنها « صورت » نماز است نه « حقيقت » نماز ، شرايط و آداب و سنن نماز را ترك نموده و چه بسا از روى ريا نماز مىخوانند و نماز عادت آنها شده ، نماز آنها روح و حقيقت ندارد ، اين نماز مثل گردو و بادامى است كه مغز نداشته باشد .
از اين رو رسول خدا ( ص ) نماز بودن بسيارى از نمازها را به كلّى نفى كرده و مىفرمايد :
1 . لا صلاة إلّا بحضور القلب ؛ « 1 » ( نماز بدون حضور قلب ، نماز نيست ) .
هامش
( 1 ) . اربعين شيخ بهائى ، حديث 37 .