اگر يكى از اشعار ديوانهاى مزبور خوانده شود ، حاضرين ، نفسها از ته دل كشيده چشمها و گوشها و دلها براى آن باز شده و چه اندازه معانى عرشى و فرشى و خيالى از آن اشعار استفاده مىشود .
« أى و حقّك اللهمّ أنت القائل و قولك حقّ نسوا اللَّه فانسهم أنفسهم
» . پروردگارا ، ما تو را فراموش كردهايم تو هم آيينهى دلهاى ما را از انعكاس حقايق كتاب مقدّس محروم نمودى .
« سبحانك اللهّم أنت القائل وقولك حقّ انّ اللَّه لا يغيّر ما بقوم حتّى يغيّروا ما بأنفسهم
» . ما صورت دلهاى خود را از اطاعت مقدست برگردانيديم ، تو هم سعادت و شرافت ما را به ذلّت و نكبت مبدّل ساختى .
سپس سيد جمال الدين از كرسى خطابه ، به زير آمد و مكرّر اين جمله را مىگفت : «
اىّ و حقّك اللهم نسيناك فانسيتنا أنفسنا
» تا آن كه غش كرد و بر روى زمين افتاد و براى مدّت 3 ساعت در آن انجمن ، حالت غشوه و شيون حكم فرما بود ، تا بالاخره با حضور پزشك ، سيد و ديگر اعضاى انجمن به حال عادى بر گشتند وجلسه رسميت يافت .
موادّ هفدهگانه كه موجب انقلاب مصر گرديد
سپس شروع به مذاكره نمودند و دربارهى راه علاج اين بدبختىها ، و بيرون آمدن از زير بار سنگين و كمر شكن ذلّت ، چاره انديشى كردند و همگى به اتفّاق آراء گفتند : « تنها علّتِ مَجدْ و عظمت ديروز مسلمين ، همانا عمل به
حكمت ها و اسرار نماز (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: شيخ احمد اهتمام (ملا احمد)
ص١٨٣