كرد ولى آنها حتمى بودن دستور خداى را اعلام كردند .
سپس رسولان نزد حضرت لوط عليه السلام رفتند . پيامبر از آمدن فرشتگان خداوند ، كه بهصورت جوانان بودند ناراحت شد . وى مىدانست اگر قومش متوجه شوند ، آنان را عزيز نمىشمارند .
اما مردم از طريق زن لوط فهميدند چند جوان وارد خانهء لوط شده است . آنان بىشرمانه سراغ مهمانان آمدند ، لوط آنها را نصيحت كرد اما فايده نبخشيد .
رسولان خداوند چون ناراحتى لوط را ديدند به وى گفتند : نگران نباش كه ما فرستادگان خداونديم . سپس يكى از فرستادگان مشتى خاك بهصورت مهاجمان پاشيد و همگى كور گشتند ، آنها به حضرت دستور دادند شبانه اهل خود را باستثناى همسرش از شهر بيرون ببرد و عذاب الهى فرداى همان روز فرا رسيد و آن سرزمين زير و رو شد .
عامل اصلى
صدوق در عقاب الاعمال روايت طويلى از امام باقر عليه السلام نقل مىكند و حضرت در اين روايت علت پيدايش اين عمل را بيان فرموده است . به خلاصهاى از اين روايت توجه كنيد :
قوم لوط بهترين قومى بودند كه خداوند آفريده بود ، آنها باهم به كار مىرفتند و زنها را در وطن خود ترك مىكردند ، چندى ابليس در غياب آنان سراغ كارهائى كه براى معيشت خود مىكردند ، مىرفت و همه را پايمال و نابود مىنمود . قوم تصميم گرفتند كمين كنند و خرابكار را بيابند . شيطان به شكل جوانى زيبا درآمد و آنها او را دستگير كردند و تصميم به قتل وى گرفتند ، شب او را نزد يكى از خودشان گذاشتند تا صبح وى را بكشند ، شيطان به نگهبان خود گفت : پدرم مرا شبها روى شكم مىخوابانيد ، و من نمىتوانم به غير از آن حالت بخوابم ، آن مرد مجبور شد وى را