حتى گاهى به آدمى فرمان مىدهد كه از گزندش به خداپناه ببرد ، و انسان غافل براى رهائى از وسوسهء ابليس ، دستور ديگر او را اطاعت مىكند ، و يك بار و صدها بار مىگويد : اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم !
قال رسولاللَّه صلى الله عليه و آله :
« انَّ لِلْوَسْواسِ خَطْماً كَخَطْمِ الطَّائِرِ ، فَاذا غَفَلَ ابْنُ آدَمَ وَضَعَ ذلِكَ الْمِنْقارُ فى اذُنِ الْقَلْبِ يُوَسْوِسُ » « 1 »
راه چاره اين است كه انسان از اين حربهء شيطان غافل نشود و به شنيدههايش از او وقعى ننهد .
3 - توجه به قبح عمل
افكار وسواسى و مخصوصاً اعمال او براى خودش چهره عادى يافته اما آنكه از دور به او و اعمال وى مىنگرد ، آن را بسيار قبيح مىبيند ، بهطورىكه شخص وسواسى اگر از ديگرى اعمال خويشتن را ببيند قبح آن را درك مىكند ، چه اينكه قبح آن ذاتى است ، حال چه شده است كه او صدور اين اعمال را از غير نمىپسندد ولى بر خود جايز مىداند ؟ پاسخ اين سؤال همان چيزى است كه شيطان نمىخواهد وسواسى به آن بينديشد .
قال على عليه السلام :
« اسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ ما تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَيْرِكَ » « 2 »
4 - تقويت روان
برخى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله مىآمدند و از وسوسهء خود نسبت به خالق شكوه مىنمودند و گلهمند از افكارى بودند كه گاه و بيگاه ذهن آنان را مشغول مىساخت آنان گاه خود را بهخاطر اين تشويشهاى ذهنى منافق مىشمردند . حضرت روحيهء آنها را در مقابل پريشانيشان تقويت مىساخت ، تا خود را قوى احساس كنند و
هامش
( 1 ) - وسواس پوزهاى چون منقار پرنده دارد ، وقتى بنىآدم غافل مىشود ، اين منقار را بر گوش دلش قرار مىدهد و او را وسوسه مىكند . ( كنز العمال - 1267 ) .
( 2 ) - آنچه را كه براى ديگران قبيح مىپسندى براى خودت نيز زشت شمار . ( نهج البلاغه - نامه 31 ) .