رخ زرد و پريشان ، نهايت مسيرى است كه وسوسه در جسم ايجاد مىكند ، و از سوى ديگر پريشانى و اضطراب خاطر ، تنگى سينه و سنگينى دل ، از تعبات روانى وسوسه شيطانى است كه اگر جاى خود را به الهام رحمانى مىداد قطعاً فرح و سرور و انبساط روان ايجاد مىنمود .
اين تبعات اگر در كنار بيهوده گذشتن بهترين سرمايهء انسانى و زيباترين لحظات و ساعات عمر گذاشته شود اهميت كيد و مكر ابليس و نقشههاى او براى اغواى بنىآدم بيش از پيش آشكارتر مىگردد .
دايرهء وسوسه محدوديت خاصى ندارد و هر نوع فكر و عملى را مىتواند شامل شود ، گاه در امور اعتقادى شبههاى به ذهن خطور مىنمايد ، خطور شبهههاى ذهنى مشروط به اينكه رفع شبهه پىگيرى شود و مجهولى كشف گردد ، نه تنها مضرّ نيست بلكه موجب تكامل علمى مىشود . ولى اگر اين حالت بعد از رفع مشكل ، باز هم ادامه داشته باشد و تصويرهاى مختلف بيابد و روان انسان را آزرده كند نه تنها پيشرفتى به دنبال ندارد بلكه سير قهقرائى در پى خواهد داشت .
گاهى نيز تحريكات شيطانى در فروعات دينى صورت مىپذيرد و انسان را در حجاب تكرار بىحاصل اعمال ، و مخصوصاً طهارت و نماز قرار مىدهد . شيطان مأمور اين القائات كه به تعبير پيامبر خدا صلى الله عليه و آله « حنزب » نام دارد از پس و پيش ، بالا و پائين ، چپ و راست بر ذهن انسان وارد مىشود و هر لحظه فكرى را القاء مىكند .
و هر گاه راهى مسدود شود ، فكرى جديد القاء مىشود و اين گونه افكار بهصورت تصاعدى افزايش يافته زندگى را تباه ، عمر را ضايع و در نهايت جنون مىآفريند و يا به كفر مىانجامد .
راه علاج
وسوسه از بيمارىهاى روانى است و به قدر مجهول بودن روان ، از