دين مبين اسلام كه در پى اجراى عدالت در جامعه است ، ابواب مختلفى در اين خصوص مطرح نموده و با بيان حدود مشخص درصدد بازگشت شخص و يا جامعهء منحرف از مسير عدالت مىباشد . ابوابى چون قضاء ، حدود ، ديات ، قصاص ، و نيز باب شهادت ، براى همين مهم طرح شدهاند ، در قانون قضائى اسلام ، دستورات زيادى در باره اوصاف شخص قاضى ، وضعيت محكمه ، حدّ و تعزير هر مسئله و . . .
وارد شده است .
از آنجا كه قاضى گاهى مىبايست بر طبق شهود و بيّنه حكم كند ، به خاطر اقامه قسط و عدل در دادرسى ، دستورات صريحى در مورد لزوم شهادت ، وضعيت شهود و اوصاف آنها در ميان آيات و روايات ديده مىشود . در اين مقوله به بحثى كوتاه در همين خصوص مىپردازيم .
وجوب اجابت
شهادت شهود طبعاً به ضرر يكى از طرفين دعواست ، و چه بسا شاهد نوعى وابستگى با آن طرف داشته باشد و به اين وسيله بخواهد از اداء شهادت خوددارى كند .
ولى از آنجا كه هدف اسلام احقاق حقّ در جامعه است و در اين مورد هيچ خط قرمزى ديده نمىشود ، تا حدى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سينه خود را بالا مىزند تا قصاص شود و على عليه السلام در كنار يهودى در محكمهء قاضى كه خود او ، وى را نصب كرده است ، مىنشيند .
براين اساس نخستين دستور اسلام اين است كه در اداء شهادت ، علايق شخصى و بغضهاى فردى كنار رود و به غير حقّ به چيزى توجه نشود ، و لذا با صراحت مىفرمايد : حق الهى را اقامه كنيد حتى اگر احقاق اين حقّ به ضرر شما يا والدين و بستگان شما باشد ، اينها همه هواها و خواهشهاى نفسانى است و ترجيح حقّ