« رُويْداً ، انَّما هُوَ سَبُّ بِسَبٍّ اوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْبٍ » « 1 »
در سبب نزول آيهاى كه در ابتداى بحث گذشت آمده است : جوانى از انصار به زنى برخورد نمود ، جمال زن ، او را فريفته كرد و بىوقفه چشم به او دوخته بود ، زن از جوان گذشت ولى جوان در حالى كه به راه خود ادامه مىداد ، نگاهش به پشت بود ، و به زن مىنگريست كه ناگهان به ديوارى خورد و تيزى چيزى در ديوار ، صورتش را شكافت ، خون جارى گشت و بر لباس و سينهاش ريخت . بشدت ناراحت شد ، نزد رسول خدا آمد و او را از ماجرا باخبر ساخت . در اين اثناء آيات فوق نازل گشت .
« يغضُّوا و يغضض »
از ماده « غض » و به معناى كاستن از نگاه است ، تعبير آيه بسيار دقيق است و مىفرمايد : اى مؤمنان از نگاهتان بكاهيد ، نگاههاى حرام را حذف كنيد . اگر در شعاع ديد چشمان شما ، صحنهاى كه نگاه به آن حرام است قرار گرفت ، به شكلى بنگريد كه آن صحنه از كانون ديد شما و شعاع آن حذف شود .
آيه بعد حرمت نگاه به نامحرم را به زنان هم ابلاغ كرده و مىفرمايد : آنها نيز واجب است نگاه خود را از غير محارم بپوشانند .
امام باقر و امام صادق عليهما السلام در روايتى به نقل از « ابوجميله » گناه زنا را تعميم دادهاند و براى هر عضوى از بدن نوعى زنا كه خاص آن عضو است ، برشمردهاند .
« ما مِنْ احَدٍ الّا وَهُوَ يُصيبُ حَظّاً مِنَ الزِّنا ، فَزِنَا الْعَيْنَيْنِ النَّظَرُ ، وَزِنَا الْفَمِ الْقُبْلَةُ ، و زِنَا الْيَدَيْنِ اللَّمْسُ ، صَدَّقَ الفَرْجُ ذلكَ اوْ كَذْبَ » « 2 »
هامش
( 1 ) - آرام باشيد ؛ جواب دشنام ، دشنام و يا گذشت است . ( نهج البلاغه - حكمت 412 به ترتيب فيض و 420 به ترتيب صبحى ) .
( 2 ) - هيچ چيزى نيست مگر اينكه بهرهاى از زنا دارد ، زناى چشم نگريستن به نامحرم ، زناى دهان بوسيدن وى ، زناى دستان لمس بدن او است چه زناى عورت صورت گيرد يانه . ( وسايل الشيعه - جلد 14 - صفحه 138 ) .