تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
موجب حيرت او باشد استعمال نموده است كه على الظاهر درست نيست چراكه سلب معناى اصطلاحى يعنى جواز بهتان ازاين واژه به قرينه نياز دارد و نه تنها قرينه‌اى نيست بلكه قرينه بر خلاف آن قائم شده و آمدن اين واژه بين واژه‌هاى « سّب » « قول فيهم » « الوقيعه » تنها معناى اصطلاحى را به ذهن ، متبادر مىسازد و البته سياق روايت مىطلبد كه « باهتو » چيزى هم‌رديف با سب و قول و وقيعه ، بوده و يا برتر باشد نه ضعيف‌تر . - دور نمودن مردم از وى ، با سلب توان مانور از او و عدم جواز حضور وى در اجتماعات و يا به هر شكل ديگر . - حرمت كتابت و بيان بدعت او و تعليم به ديگران . جواز چنين گناهان كبيره‌اى در مورد بدعت به اين جهت است كه دين اسلام چون موم بدست هوسبازان نيفتد و بدون هيچ تغييرى به نسل‌هاى بعد منتقل شود .

2 - حرمت مصاحبت

مصاحبت و همنشينى با اهل بدعت حتى در صورتىكه سخنى از آن بدعت بميان نيايد حرام مىباشد . چراكه نشست و برخاست خود نوعى احترام به بدعت گذار و ترويج عقيدهء باطل وى به شيوه‌اى غير مستقيم است ، علاوه اينكه انسان هيچگاه از عقايد دوست و همنشين خود مصون نيست و تأثير پذيرى وى بسيار زياد است . قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : « مَنْ اعْرَضَ عَنْ صاحِبِ بِدْعَةٍ بُغْضاً لَهُ مَلَاءَ اللَّهُ قَلْبَهُ يَقيناً وَ رِضاً » « 1 » قال الصادق عليه السلام : « لا تَصْحَبُوا اهْلَ الْبِدَعِ وَ لاتَجالِسُوهُمْ فَتَصيرُوا عِنْدَ النَّاسِ كَواحِدٍ
هامش
( 1 ) - كسى كه با نفرت از اهل بدعت دورى گزيند ، خداوند قلبش را مملو از يقين و رضا خواهد نمود . ( تنبيه الخواطر - صفحه 357 ) .