وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
. « 1 »
« پيشگامان نخستين از مهاجران و انصار ، و كسانى كه به نيكى از آنان پيروى كردند ، خداوند از آنان خشنود شد ؛ و آنان نيز از او خشنود شدند و باغهايى از بهشت براى آنان فراهم ساخته كه نهرها از زير درختانش جارى است ، جاودانه در آن خواهند ماند ؛ و اين است پيروزى بزرگ . »
با اين توضيح ، بيان وصف ، غلو نيست ؛ بلكه گفتن ويژگىهايى كه در كسى نيست ، غلو است . پس اگر كسى در جايگاهى است ، نپذيرفتن آن رتبه براى او نه تنها غلو نيست بلكه توهين به او است .
بىشك كسانى كه براى برخى صحابه برجستهى پيامبر يك شأن عادى تصور مىكنند ، و اگر از پيامبر خبرى از جايگاه ويژه آنان بشنوند ، به باد انتقاد گرفته و غلو مىشمارند ، براى اينان بحث از غلو ، بحثى فرعى است ؛ لذا بايد مباحث جايگاه ياران پيامبر و نيز فضايل برخى از آنان و از جمله مباحث عصمت ، دانش غيب ، امامت و . . . روشن شود .
البته گفتنى است كه آنچه برخى را واداشته تا ديگران را متهم به غلو كنند ، اين است كه آنان افراد عادى را معيار قرار دادهاند و همه را با آنان مىسنجند ؛ لذا حاضر به پذيرش هيچوصفى برجسته براى برجستگان از صحابه نيستند و آن را غلو مىدانند .
غاليان
گذشته از آنچه گفته شد ، بيان اين مطلب ضرورى است كه گروهى پس از درگذشت پيامبر خدا اعتقاد به خدا بودن على يافتند . اين گروه كه غاليان ناميده
هامش
( 1 ) - توبة ، 100 .