ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ
. « 1 »
« براى پيامبر و مؤمنان ، شايسته نبود كه براى مشركان آمرزش بخواهند ؛ هرچند از نزديكانشان باشند ؛ پس از آنكه بر آنها روشن شد ، كه اين گروه اهل دوزخند . »
و به پيامبر خطاب شد كه
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
. « 2 » « 3 »
« تو نمىتوانى كسى را كه دوست دارى هدايت كنى ؛ ولى خداوند هركس را بخواهد ، هدايت مىكند ؛ و او به هدايتيافتگان آگاهتر است . »
بر سند و دلالت اين روايت ، اشكالات عديدهاى وارد است :
اولا : سعيد بن مسيب در تاريخ ، از دشمنان متعصب على بوده است . اين سعيد بن مسيب ، همان كسى است كه بر جنازه على بن الحسين ( سجاد ) عبور كرد و نماز نخواند . گفتند : بر اين مرد صالح نماز نمىخوانى ؟ گفت : دو ركعت نماز ، از نماز خواندن بر اين مرد صالح نزد من برتر است ! ولى او نماز بر جنازه حجاج را جايز مىشمرد .
قتاده مىگويد : به سعيد گفتم : مىشود بر جنازه حجاج نماز خواند ؟ گفت ما بر جنازه بدتر از او هم نماز خواندهايم .
ثانيا : آيهى استغفار ، جزء سورهى توبه و از سورههاى مدنى است ؛ و توبه از آخرين سورههايى است كه بر پيامبر نازل شده است ؛ به طورى كه حدودا هشت سال پس از مرگ ابو طالب نازل شده است ؛ اينك جاى اين پرسش است كه چگونه پس از اين مدت طويل پس از مرگ ابو طالب ، به پيامبر گفته مىشود براى وى درخواست
هامش
( 1 ) - توبة ، 113 .
( 2 ) - قصص ، 56 .
( 3 ) - صحيح بخارى ، ج 5 ، ص 208 .