نمىكنند ، ولى نمىفهمند . »
طبرى مىگويد : ابو طالب كفار را از آزار دادن پيامبر باز مىداشت ؛ ولى خود ايمان نمىآورد . در همين باره ، روايتى را از پيامبر نقل كردهاند كه فرمودهاند :
ابو طالب در دو نعل آتشين معذب است ؛ به طورى كه حرارت آن به سرش مىرسد .
و اين عذاب ، كمترين عذاب است . البته به خاطر يارى من ، شياطين به او نزديك نشده و در چاه عقرب و مار انداخته نمىشود . « 1 »
اين روايت و تفسير مربوطه از آيه ، به دلايل زير صحيح نيست :
سياق آيه با ملاحظه آيات پيش ، دربارهى كفار است ، كسانى كه در دلشان كينه هست ، گوشهاىشان ناشنواست ؛ با پيامبر مجادله مىكنند و به گفتههايش اتهام اساطير الاولين مىزنند . بنابراين ضمير هم به اين افراد برمىگردد ، در حالى كه هيچكدام از اين ويژگىها در ابو طالب نبود . به همين جهت است كه طبرى در تفسير اين آيه و نيز سيوطى از قتاده نقل مىكند كه ينهون عن القرآن و عن النبى و ينأون عنه و يتباعدون عنه . « 2 »
روايت مطروح شده ، نيز با وجود زمينهى عمده براى جعل حديث در اين مورد و نيز مرسل بودن حديث ، قابل خدشه است .
2 - بخارى آورده كه سعيد بن مسيب از پدرش نقل كرده است كه وقتى ابو طالب در آستانهى مرگ بود ، پيامبر به بالينش آمد و فرمود : عمو بگو لا إله الا اللّه . ابو جهل و عبد اللّه بن ابى اميه آنجا بودند و گفتند : مىخواهى از كيش عبد المطلب برگردى ؟
پيامبر چند بار گفتهى خود را تكرار مىكرد و آنها سخن خود را تكرار مىكردند تا اينكه ابو طالب گفت : من بر كيش عبد المطلب هستم . پيامبر فرمود : و اللّه لاستغفرن لك ما لم أنه عنك ، پس از اين ماجرا ، آيهى زير نازل شد .
هامش
( 1 ) - تفسير قرطبى ، ج 6 ، ص 406 .
( 2 ) - تفسير جامع البيان ، ج 3 ، ص 227 ؛ تفسير در المنثور ، ج 3 ، ص 9 .