جزء سيزدهم
قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ وَ لِمَنْ جاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ .
« 1 »
گفتند پيمانه پادشاه را گم كردهايم و هركس آن را بياورد يك بار شتر غله به او داده مىشود و من ضامن اين هستم .
زعيم يعنى ضامن . يعنى كسى كه غرامت سبكى را عهدهدار شود . اين روايت را ابوامامه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل نمودهاست .
روى ابو امامه عنه صلى الله عليه و آله انه قال : والزعيم غارم مختصر ، يعنى بالزعيم الضامن . « 2 »
قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ .
« 3 »
گفت به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مىطلبم . كه او آمرزنده و مهربان است .
در اينكه مراد از سوف چه وقتى است روايات مختلفى از حضرت صلى الله عليه و آله نقل شدهاست .
ابن عباس از حضرت صلى الله عليه و آله نقل كردهاست كه فرمودند :
و قول اخى يعقوب لبنيه ، « سوف استغفر لكم » يقول حتى يأتى ليلة الجمعة . « 4 »
سخن برادرم يعقوب به فرزندانش « بهزودى برايتان استغفار مىكنم » ، وى منتظر شب جمعه بود .
حضرت صلى الله عليه و آله در روايت ديگر ، سحر شب جمعه را مطرح كردهاند .
اخره الى
هامش
( 1 ) - يوسف ، 72 .
( 2 ) - معانى القرآن ، ج 3 ، ص 447 .
( 3 ) - يوسف ، 98 .
( 4 ) - الميزان ، ج 11 ، ص 252 .