اندكى باقى مىماند كه مردم توان درك مفهوم آيه و يا واژهاى از آن را نداشتند ، حضرت اين قسمت از آيات را خود و يا در پى سؤال اصحاب تفسير مىنمود .
البته پيداست كه تمامى فرمايشات حضرت در ابواب مختلف فردى و اجتماعى ، فقهى ، اخلاقى و . . . ، تفسير آيات كريمه قرآن مىباشند . حضرت آيات قرآن نازل شده بر وى را به عنوان سرچشمه دستورات خود مىدانست و آنچه مىفرمود بى كم و كاست منشأ از آيات قرآنى داشت .
اين سخن گزاف و بيان نكتهاى به عنوان حمد و ستايش حضرت و يا فهم انسانى بعد از حدود پانزده قرن از عهد رسالت ، نيست . اصحاب برجسته حضرت نيز همين را درك كرده بودند .
سعيد بن جبير كه از برجستگان تفسيرى تابعين به شمار مىرود ، مىگويد : من هر گاه حديثى صحيحه از حضرت مىشنيدم ، مصداق آن را در قرآن مىيافتم .
سپس ايشان مثال مىزند كه : از حضرت شنيدم كه فرموده بودند :
ليس يسمع بى احد فلا يؤمن بى و لا يهودى و لا نصرانى الا دخل النار .
كسى نيست صداى من را بشنود ، حتى اگر يهودى و نصرانى باشد و به من ايمان نياورد ، مگر اينكه داخل آتش شود .
سعيد مىگويد : من منشأ اين سخن را آيه 17 سوره هود يافتم كه خداوند مىفرمايد :
. . . وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ . . .
احزابى كه در جنگ خندق جمع شده بودند ، تابع اديان مختلف بودند ولى چون با رسول خدا محاربه كردند اهل آتش شمرده شدند .
ذكر اين نكته در همين جا لازم است كه روايات منقوله از حضرت به چند قسم كلى قابل تقسيم است .
1 - برخى از اين روايات آيه را شرح و بسط مىدهند و حدود و ثغور آن را معين