برخى حتى براى رواج كالاهاى خود به جعل حديث روى مىآوردند و مثلًا براى اينكه مشترى براى اجناس خود بيابند دست به دامن جعل حديث در اين باره مىشدند .
5 - كسب اعتبار اجتماعى
بيان حديث از رسول خدا صلى الله عليه و آله حكايت بر صحابى بودن شخص و مصاحبت او با رسول خدا صلى الله عليه و آله مىكرد و راوى را موجّه و عالم جلوه مىداد . برخى كه از علم و دانش تهى بودند ، با جعل حديث خود را دانشمند و فقيه جلوه مىدادند و صحابى مىشمردند تا از اعتبار اجتماعى حاصله از آن بهره برند . عدهاى نيز كه خود عصر حضرت را درك نكرده بودند احاديثى جعل مىكردند و ناقل آن را پدران خود مىدانستند تا به اين وسيله به خاندان خود اعتبار اجتماعى ببخشند . اين كار تا حدى رواج داشت كه عدهاى ، احاديث صحيح را يافته و سلسله ناقلين را دستكارى مىكردند ، شخصى را حذف كرده و خود يا آباء خود را جاى آن مىگذاشتند .
6 - تقرب به دين
عدهاى كه خود را كاسه داغتر از آش جلوه مىدادند از زوال شريعت و احكام دينى احساس تأثر مىكردند و به همين خاطر احاديثى را با اهداف خيرخواهانه جعل مىنمودند تا به اصطلاح خود موجب رغبت مسلمانان به مكارم فراموش شده شوند .
7 - درك ناصحيح
يكى ديگر از عوامل جعل حديث ، درك ناصحيح راويان از برخى احاديث بود . انبياء و اولياء دين مطابق فهم مردم سخن مىگفتند ، ولى گاهى برخى در جلساتى وارد مىشدند كه مربوط به آنان نبود ، يا عدهاى سخنى را از معصوم مىشنيدند و تصور مىكردند قابل عمل است در حالى كه آن سخن بعداً نسخ شده بود و يا تخصيص و تقييد خورده بود و آنها بدان اطلاع نداشتند ، اين عده روايت منسوخه و عام و مطلق و مجمل را براى ديگران نقل مىنمودند .
چنين احاديثى هر چند واقعاً مجعول شمرده نمىشوند ، اما مفهوم آنها با توجه به اخبار ناسخ و خاص و مقيد و مبين ، جعلى است .