بهوسيله كنيزانش در بستر خفه كرد . « 1 » بعد از او فرزندش عبد الملك به خلافت رسيد .
ابن ابىالحديد مىگويد :
سيد رضى مقدارى از سخنان امام را نقل نكردهاست و از جمله عبارات حذف شده ، اشاره حضرت به عمر او هنگام رسيدنش به حكومت است :
« يَحْمِلُ رايَةَ الضَّلالَةِ بَعْدَ ما يَشْيبُ صَدغاهُ » .
مروان پرچم ضلالت را زمانى بردوش مىكشد كه موهايش سفيد شده باشد .
ابن ابىالحديد مىافزايد : آنچه كه امام فرموده بود عملى گشت ، چه اينكه او زمانى به حكومت رسيد كه 65 ساله بود . « 2 »
وقايعى كه بر بصره پيش آمده نيز در ميان پيشگويىهاى حضرت ديده مىشود .
يكى از اين حوادث ، خروج امير زنگيان ، صاحب زنج به نام « على بن محمد بُرقَعى » مىباشد .
گويند پدرش با « زيد بن على بن الحسين » عليهما السلام خروج كرد . وى در پى كشته شدن زيد فرار نمود و به شهررى آمد و در روستاى « ورزنين » ساكن شد و در آنجا فرزندش على متولد گشت . على در سال 255 قمرى به يارى زنگيان بصره ، در اين شهر آشوب بزرگى به پا نمود . « 3 »
حضرت در خطبه 128 به « احنف » كه از بزرگان اصحابش مىباشد مىفرمايد :
« يا احْنَفُ ، كَانّى بِهِ قَدْ سارَ بِالْجَيْشِ الَّذِى لا يَكُونُ لَهُ غُبارٌ ، وَلا لَجَبٌ ، وَلا قَعْقَعَةُ لُجُمٍ ، وَلا
هامش
( 1 ) - شرح حديدى ، ج 6 ، ص 165 .
( 2 ) - شرح حديدى ، ج 6 ، ص 146 .
( 3 ) - ر . ك : شرح حديدى ، ج 8 ، ص 126 تا 214 .