تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
« الرّاشى وَالْمُرتَشى وَالْماشى بَيْنَهُمَا مَلْعُونُونَ » . « 1 » رشوه‌دهنده و رشوه‌گيرنده و رابط بين آنها مطرود رحمت الهى هستند . كسى كه رشوه‌اى مىگيرد تا حقّ لازم بيت‌المال را بر رشوه ده عفو كند ، آنچه كه حاكم به كسى مىپردازد تا خطايش را برملا نكند ( حقّ السكوت ) و نيز هدايايى كه كارگزار از ملّت اخذ مىنمايد و پورسانتى كه شركت به خريدار دولتى عطا مىكند ، همه از زيرمجموعه‌هاى رشوه شمرده مىشوند . روزى يكى از عاملان زكات نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اين قسم اموال مربوط به بيت‌المال است و اينها را هم مردم به من داده‌اند . حضرت از اين موضوع ناراحت گشتند و خطاب به جماعت فرمودند . چه شده عاملى را كه من او را براى اخذ زكات و خراج فرستاده‌ام ، او آمده و مىگويد اين مال شما و اين مال من است ، آيا او اگر در خانه پدر و مادرش مىنشست و منتظر مىماند كسى براى او هديه مىآورد . « مابالَ عامِلٌ ابْعَثُهُ فَيَقُولُ هذا لَكُمْ وَهذَا اهْدِىَ الَىَّ افَلَا قَعَدَ فِى بَيْتِ ابيهِ اوْ فِي بَيْتِ امِّهِ حَتَّى يَنْظُرَ ايُهْدى الَيْهِ امْ لا ؟ » . « 2 » اين بلاى خانمانسوز نيز بايد از حكومت عدل على عليه السلام رخت بر بندد . چرا كه او نيامده تا حكومت كند ، او آمده‌است تا زيباترين متد حكومت مورد نظر حقّ تعالى را مطرح نمايد . امام عليه السلام در خطبه 131 ضمن شمردن برخى وظايف حاكم جامعه ، لزوم پرهيز او را از رشوه‌خوارى بيان مىدارد . « وَقَدْ عَلِمْتُمْ أَ نَّهُ لَايَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ الْوَالِي عَلَى الْفُرُوجِ وَالدِّمَاءِ وَالْمَغَانِمِ وَالْأَحْكَامِ
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 104 ، ص 274 . ( 2 ) - صحيح مسلم ، ج 6 ، ص 11 .