دبيرستان ، بازار ، شركت ، اداره ، محيط از بچگى در اين كتاب نفس آنقدر سطور غلط نوشتهاند تا وقتى كه چشم عقل انسان باز مىشود و مىبيند ، در هر ورقش هزاران غلط دارد . حال بيا اى انسان اين كتاب پر غلط را اصلاح كن ! اگر پدر و مادر بد تربيت كردهاند ، دوباره اصلاح كن ، معلم و دبيرم بد گفته بود ، بايد تصحيح كنم . اى واى بر من اگر اين كتاب نفس را دوباره تصحيح نكنم .
« أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ » ؛ « 1 »
مگر شما را [ آن قدر ] عمر دراز نداديم كه هر كس كه بايد در آن عبرت گيرد ، عبرت مىگرفت .
يكى از خطابهاى عجيب عالم آخرت به انسان است . اى انسانها آيا آن قدر به شما مهلت داده نشد كه آدم بشويد ؟ ! آيا آنقدر به شما عمر ندادم كه كتاب نفس را بخوانى و اصلاح كنى ؟ آيا به تو آنقدر عمر ندادم كه بفهمى : ز كجا آمدهاى ؟ آمدنت بهر چه بود ؟ به كجا مىروى آخر ؟ نفهميدى براى چه بود ؟
جهاد و مجاهده هم معنايش اين است . وقتى در جنگ بدر و احد مبارزه كرديد و كشته داديد و كشتيد ، بسيار جهاد بزرگى است ، اما در پيشگاه اين جهاد ، كوچك است ! جهاد اين است كه كتاب نفس را مطالعه كنيد و هر خصلت زشت كه در آن بود ، يك يك آنها را پاك كنيم . تا روز قيامت كه اين كتاب را به دستت دادند ، ببينى سعادتمند شدى :
« وَ الَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا » ؛ « 2 »
و كسانى كه در راه ما كوشيدهاند ، به يقين راههاى خود را بر آنان مىنماييم .
اى انسانها و كسانى كه در راه ما كوشش مىكنيد ، آن كس كه در راه من با نفس خودش بجنگد ، بىترديد من در ابعاد سه گانه او را رهنمون خواهم بود . در بعد « انديشه » او را انسان كامل مىكنم ، در بعد « اخلاق » او را متخلق به اخلاق خدايش مىگردانم و در بعد « عمل » او را انسان صحيح العمل مىنمايم . « لِنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنا » ؛ اينها راههاى ماست ، نه هر راهى و يا راههاى ديگران ، بلكه خدا مىگويد : راههاى خودمان !
هامش
( 1 ) سورهء فاطر ، آيهء 37 .
( 2 ) سورهء عنكبوت ، آيهء 69 .