هستند كه با قوانين و كتابهاى خود به ما درس مىآموزند :
« ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ * ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ » ؛ « 1 »
سپس راه را بر او آسان گردانيد . آن گاه به مرگش رسانيد و در قبرش نهاد .
« فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ » ؛ « 2 »
پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده است ؟
ما به اين استادها نياز داريم .
« فَلْينْظُرِ الْانْسانَ الى طَعامِه » ؛ « 3 »
پس انسان بايد به خوراك خود بنگرد .
مطالعه و دقت كند انسان به غذاى خودش و عن الصادق عليه السلام :
قالَ : فَلينْظُرِ الْانْسانُ الى عِلْمِهِ عَمَّنْ يأْخُذُهُ اوْ مِمَّنْ يأخُذِه ؛ « 4 »
انسان بايد ببيند دستوراتش از جانب چه كسى است ، استاد تشريعى او كيست ؟
استادى كه ايمانش قوى و روحش تقوا و كمال دارد ، بايد به ما درس بدهد .
لقمان به فرزندش مىگويد : برو نيكان و استادان عظيم الشأن را پيدا كن و آن قدر نزديكتر بنشين كه زانوهايت به زانوهاى آنها بخورد « 5 » و از آنها استفاده كن تا مراحلى از كمال را دريابى ، تا سيد مرتضى و سيد رضى شوى .
وزير خليفه « القادر باللّه » ، به نام ابو سعيد مريض شد . ظاهراً او علاقه به اهل بيت داشته است . خواب ديد على بن ابىطالب عليه السلام بالاى سرش است . مىفرمايد : وزير به « علم الهدى » بگو بيايد در كنار تو بنشيند و تلاوت قرآن كند ، تا تو خوب شوى . وزير مىگويد : آقا « علم الهدى » كيست ؟ حضرت فرمودند : او « على بن الحسين سيد مرتضى » است .
وزير از خواب بيدار مىشود و به دنبال سيد مرتضى مىفرستند . ايشان تشريف
هامش
( 1 ) سورهء عبس ، آيهء 20 - 21 .
( 2 ) سورهء طارق ، آيهء 5 .
( 3 ) سورهء عبس ، آيهء 24 .
( 4 ) المحاسن ، ج 1 ، ص 220 .
( 5 ) . يا بنى ! جالس العلماء ، و زاحمهم بركبتك ( روضة الواعظين ، ص 11 )