( 46 ) پاسخ به نامهء يك دوست ( 3 )
بسمه تعالى
سلام عليكم
دوست گرامى خود را با تسليمات خالصه متذكر و ياد آورم نامه مبارك را زيارت كردم . از مراحم و غريب نوازى آن جناب بسى متشكرم و ممنونم . اميد است همه جوانهاى حومه اسلام و شاگردان مدرسه قرآن روح فتوت و جوانمردى و عمل به وظيفه پيدا كنند و انسانهاى معنوى و آشنا به مبدأ و معاد شوند . جواب مسائل شما از قرار زير است :
1 . تدريس جوانها و مردها براى دوشيزگان و خانمها خيلى مشكل است از نظر شرع اسلام ، مگر آن كه شرايط را جمع و جور كنند ؛ مثلًا آنها سر لخت نباشند و گوينده به جمال آنها چشم ندوزد . و اگر احتياط ممكن باشد ، پردهاى در ميان باشد يا لااقل گوينده متدين و از خود خاطر جمع باشد كه اثرات نگاههاى جالب و جذاب در روح او توليد محبتهاى مضر و دامنهدار و عاقبتزا ننمايد . بالجمله اين مرحله ، مرحلهاى است كه كمتر انسانى صحيح و سالم و بىگناه مىماند ، ولى اگر در يك جا با هم بگويند و بخندند و نگاه شهوتانگيز به هم بكنند و موهاى خويش به انسان نشان دهند ، حرام مسلم است .
2 . كتاب فارسى غير از نصايح فعلًا موجود نيست ، ولى اميد است يك جزوه كوچك راجع به تقليد و راجع به سه موضوع مهم اسلامى ، حدود ، قصاص ، ديات به