تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
اهل و عيالش مىدهند و يك بهشت بر مهمانانش مىدهند كه برخى از مفسرين گفته‌اند ؟ آن‌جا داراى خدم و حشمى ، داراى عظمت و بزرگى هستى . يك روزى تصميم مىگيرى هر كه در بهشت هست ، دعوت كنى . جا لازم دارى ، نه . ممكن است بگوييم : « وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ » ، يك جنت براى حالت خوف است و يك جنت براى عمل معلول اين خوف است . بهشتى براى سبب و بهشتى براى مسبب . اگر اجازه بدهيد من معناى سومى بر اين عبارت بگويم : « وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ » ، اين تثنيه جنتان براى تكرير است ؛ جنتان است : « هِى الجَنَّةُ بَعدَ الجَنَّة » . آن‌جا تكامل دارى . آن‌جا حركت مىكنى ؛ حركت‌هاى معنوى و حركت‌هاى بهشتى دارى ؛ همچنان كه اين دنيا ، دنياى حركت است و از ذرات اتمىاش گرفته تا كهكشان‌ها و زمين : « وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ » ؛ « 1 » و بىگمان ، ما [ آسمان ] گستريم . مىگويد مرتب اين‌ها در حركت‌اند و اين جهان هميشه مانند رودخانه سيال و سيار است . آن‌جا هم رو به كمال دارى مىروى . منتهى كمال اين‌جا منتهى مىشود و تمام شدنى است ، كمال آن‌جا نامتناهى است . تو هم بر مىگردى در ابديت نامتناهى مىشوى : « وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ » . اين احتمالى است در آيه . جمله‌اى هم از يكى از برجسته‌ترين شاگرد مكتب اسلام خدمت دوستان عرضه بدارم و از خدا بخواهم كه از اين نعمت‌هاى فراوان كه به دوستانش عطا كرده است ، ما نيز چيزى دريافت كنيم . چيزى به دست ما برسد . سلمان عظيم الشأن ايرانى ، اين مردى كه از ابتداى جوانى و توجه به تكليف ، افتاد دنبال پيجويى حقيقت و از شهرى به شهرى ، از كشورى به كشورى ، از محيطى به محيطى رفت ، هر جا شنيد عابدى داراى حقيقتى است ، زانو در مقابلش زد ، هر جا شنيد عالمى داراى علمى است ،
هامش
( 1 ) سورهء ذاريات ، آيهء 47 .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 204 | الشيخ علي المشكيني