الى اللَّه انجام بگيرد . و اگر چنين باشد آخرتتان هم اصلاح مىشود .
براى دوستان يك روايتى بخوانم در بارهء اين كه عملتان را با اخلاص انجام بدهيد .
امام حسن مجتبى عليه السلام مىفرمايد :
لَوْ جَعَلْتُ الدُّنْيَا كُلَّهَا لُقْمَةً وَاحِدَةً لَقَّمْتُهَا مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ مُخْلِصاً
[ خَالِصاً
] لَرَأَيْتُ أَنِّى مُقَصِّرٌ فِى حَقِّهِ ؛ « 1 »
اگر همه دنيا را يك لقمه بكنم بگذارم در دهان آن آقا كه كارش مخلصانه است و براى خدا انجام وظيفه مىكند ، من خودم را در بارهء او مقصر مىبينم ، حقش را ادا نكردهام .
كارتان با اخلاص باشد . اين مجلس قداست دارد . مقدسترش كنيد . كشور ايران نياز به قداست شما دارد . اين را بدانيد ، اين مردم ، اين ملت و همه ملتها و هم مردم نيازشان به تقواى شما بيش از نيازشان به تخصص شما ملت است . بسا متخصصينى در جامعه پيدا شدهاند كه تقوا نداشته و آن جامعه را به طرف كفر و بدبختى و ضلالت سوق دادهاند . و بسا انسان كه تقوا داشته ، يك ملتى را نجات داده است . الان آزادى ما ، استقلال ما ، عظمت ما ، به طرف حق رفتن ما ، و اللَّه مطمئناً رهين تقواى روحاللَّه است .
اين مرد متقى ، اين مرد باتقوا را ببينيد . نتيجه تقوا چيست ؟ تقوا چه مىكند ؟ اين نتيجه تخصص او نيست ، اين نتيجه اجتهاد او نيست ، اين نتيجه فلسفه او نيست . البته همه دخالت دارد ، اما اين نتيجه سوز دلى است كه او داشت . ما در طلبگى او را مىديديم .
فكرهاى ديگرى داشت . دلش آن چنان متأثر بود كه اگر مىشنيد كه در اين طرف دنيا يا آن طرف دنيا يك مطلبى پيدا شده كه عليه اسلام است آرام نداشت .
اينجا من يك تاريخچهاى را خدمتتان عرض كنم . با كمال جسارت ، تاريخچه اين است : امام حسين عليه السلام با برادرش محمد حنفيه بگو مگو پيدا كردند ، ناراحت شدند ، قهر كردند ، از نزد هم رفتند . حضرت رفت ( حسين بن على عليه السلام ) محمد حنفيه هم بلند
هامش
( 1 ) مجموعه ورام ( تنبيه الخواطر ) ، ج 2 ، ص 109 .