برنامههاى دينى زندگى بشر - كه از آن جمله ، حرمت ازدواج با ارحام است - توأم با تكوّن خود وى تشريع شده است .
2 . انسان موجودى است كه به دو خلقتش از ناتوانى آغاز شده و سپس نيرومند و توانا گشته و چون حركتش در قوس صعودى پايان يافته ، در مسير قوس نزولى به مشابه حال اول برگشته است :
« خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً » .
آرى خداى انسان ، « يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ » است .
3 . مبدأ سير انسان امرى است بس مجمل و مجهول و پنهان از محدودهء اذهان متعارف ، لكن به تصريح خالق وى ، سرچشمهء حركتش خاك است :
« خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ » .
و پس از پيمودن مسافتى دور يا نزديك در مقرّى خاص به نام رحم قرار مىگيرد .
در آنجا به مدتى محدود ، حركتهاى كمّى و كيفى را مىآغازد ، لكن تشخيص ماهيت و صورت و حالات مختلف وى در فاصلهء بين مبدأ و رحم مشكل و امرى مرموز و پيچيده است و جز با چشم فكر - كه مسلح به ابزار علم باشد - نتوان ديد .
و امّا محيط رحم ، از نظر ساختار خود آن ، مسكن و مهيا بودن لوازم تحرك و رشد و فراهم آمدن وسايل آن و از نظر كيفيت اين حركت و انواع و ابعاد آن ، از حسّاسترين قطعات مسير اين سفر است ، و مستفاد از كلام حق تعالى در اين مورد آن - كه آنجا را بايد رحم ناميد - به لحاظ آن كه منشأ رحمتها و عواطف غريزى اين نوع و سرچشمهء قرابتها و خويشى است و اقارب نيز ارحاماند ؛ بدين جهت كه رابطهء تكوّن و نشأت و توقف موقت در آن محل دارند :
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٨