تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
رفت ، يك چند دقيقه يا چند ساعت - نمىدانم - معراجش مىبرند ، او به معراج مىرود و مطالبى مىبيند ، مىفرمايد شيعيان من معراج رفتنشان نمازشان است . وقتى كه اللَّه اكبر مىگويند ، روح از بدن پرواز مىكند ، رابطه پيدا مىكند به ملأ اعلا مىرود ، با خدا سخن مىگويد . « اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ » مىگويد . درخواست هدايت چند بعدى و كامل مىكند و سپس در برابرش آن قدر خضوع مىكند كه دست‌ها به زانو برسد و سپس بر مىخيزد و جمال و جلال اللَّه در دلش آن چنان مىتابد كه نمىتواند بايستد و رو به سجده مىافتد . باز دوباره بر مىخيزد ، باز به سجده مىرود و آن چنان غرق در جمال و جلال اللَّه مىشود . « الصّلوة معراج المؤمن » رفت و با خدا صحبت كرد و هى سبحان اللَّه مىگويد ؛ يعنى اى منزه ، تو منزهى پروردگارا ، مرا نيز منزه گردان . و پس بر مىگردد ، وارد كرهء زمين مىشود ، وارد جامعه مىشود . مىگويد : السّلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته . اى ملت من رفتم ، معراج كردم ، به عالم بالا رفتم ، با خدا تماس گرفتم . اين معراج است و بهترين عمل است . فداكارى هر انسان متقى نماز است . نماز صحيح يعنى رابطه با اللَّه ؛ نماز صحيح ، يعنى پاكيزه كردن ؛ مغز نماز درست ، يعنى روح را صفا دادن و جلا دادن ؛ نماز درست ، يعنى خدا را خواندن و با خدا صحبت كردن . پيش از اين كه يك چنين عملى را در اين آيه ذكر كند ، خدا مىفرمايد : « وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ » ؛ يك ضعف درونى شما داريد ، فايق بر اين است ، بالاتر از اين صفت است . آن عبارت است از صفت استقامت يك انسان . اين صفت است كه انسان را به نماز وامىدارد . اين صفت است كه در خيابان و بيابان و خلوت و جلوت روح انسان را كنترل مىكند . علما معانى زيادى براى صفت صبر كرده‌اند ، اما اگر درست دقت كنيم ، صبر معنايش اين است ، يعنى روح آن قدر قوى شود و آن قدر عظمت پيدا كند كه ديگر غير از خدا به هيچ چيز اهميت ندهد ، و همه حوادث در برابر او كوچك شود . اين صفت