قرار مىدهد :
رَضِينَا قِسْمَةَ الْجَبَّارِ فِينَا * لَنَا عِلْمٌ وَ لِلْأَعْدَاءِ مَال
ما اين تقسيم را در مورد خويش پذيرفتيم كه علم و دانش از آنِ ما ( اهل بيت ) باشد و مال و ثروت از آنِ دشمنان .
اما آنچه مهم است ، اين است كه : « وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِ » . تفاوت اين دو را تنها صاحبان عقل و خرد تشخيص مىدهند .
تاريخچهء كوچكى از يكى از تلامذه مدرسه صادقين عليهما السلام براى شما نقل كنم كه در نوع خود شنيدنى است . اين شخصيت عظيم القدر جز بهلول نيست . مامقانى ، صاحب رجال و قاضى نور اللَّه شهيد ، صاحب مجالس المؤمنين 0 در حالات او مطالبى نوشتهاند كه دلالت بر عقل و خرد او دارد ؛ منتهى بر اثر جريانى ، شهرت به جنون پيدا كرد . روزى از خانه بيرون آمد ؛ در حالى كه لباسهاى تجملى خود را به كنارى گذاشته و يك لباس مندرس كارگرى به تن كرده و بر يك چوب نى سوار شده و در بين مردم راه مىرود و مىگويد : بچهها كنار برويد كه زير پاى اسبم له نشويد .
قبل از اين كه علت تمسك او را به جنون ذكر كنيم ، براى روشن شدن مطلب ، حديث شريفى از امام صادق عليه السلام نقل مىكنم . حضرت در اين روايت چنين مىفرمايد :
لَيْسَ الْعَاقِلُ مَنْ يَعْرِفُ الْخَيْرَ مِنَ الشَّرِّ ، وَ لَكِنَّ الْعَاقِلَ مَنْ يَعْرِفُ خَيْرَ الشَّرَّيْن ؛
عاقل كسى نيست كه تنها خير را از شر تشخيص دهد ، بلكه عاقل كسى است كه خير و شر را بتواند بفهمد .
اين ، همان مضمونى است كه در مناجات پنهانى امام سجاد نيز از آن ياد شده است :
. . . وَ وَفِّقْنِى إِذَا اشْتَكَلَتْ عَلَىَ الْأُمُورُ لِأَهْدَاهَا ، وَ إِذَا تَشَابَهَتِ الْأَعْمَالُ لِأَزْكَاهَا ، وَ إِذَا تَنَاقَضَتِ الْمِلَلُ لِأَرْضَاهَا ؛
. . . و چون كارها بر من آشوبد ، به گزاردن درستترين آنها توفيقم ده و چون