تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
او سرود كه آن را بر روى سنگ مزار آن مرحوم حك نمودند . مصراعى از آن شعر چنين بود : لدى الكريم حل ضيفاً عبده ؛ يعنى بنده خدا نزد پروردگار كريم ميهمان گرديد . آية اللَّه صدر مىگويد : پس از وفات شيخ روزى ايشان را در خواب ديدم كه داراى مقام والايى است و در باغ مصفايى زندگى مىكند . ايشان دست مرا گرفت و در آن بستان‌هاى زيبا و دل انگيز بهشتى قدرى تفرج نموديم . آن گاه من گفتم : حضرت استاد ، خداوند عجب مقامى به شما عنايت فرموده است ! ايشان لبخندى زده و فرمودند : « لدى الكريم حل ضيفاً عبده » . چنين مقاماتى به وسيله انشراح صدر حاصل مىشود . چرا ما از حقايق دوريم ؟ چرا نور معرفتى كه بر دل گذشتگان مىتابيد ، بر دل ما نمىتابد ؟ و چرا آن معارف و معنوياتى كه پيشينيان داشتند ، ما نداريم ؟ بكوشيد آينده اين كشور در سايه كوشش شما به سعادت گرايش پيدا كند . دوستان محترم ، يكى از مهم‌ترين راه‌هاى وصول به هدف - كه من هميشه به برادران پيشنهاد كرده‌ام و آن را به تجربه دريافته‌ام - خلوت‌ها و مناجات‌هاى شما با خداست . گاهى همه درها را بر خود ببنديد ، مفاتيح ، زاد المعاد ، المصباح المنير و يا يكى ديگر از كتاب‌هاى دعا را باز كنيد و با خداى خويش مناجات كنيد . رسم مناجات را از سيد الساجدين بياموزيم كه چه زيبا مناجات تائبين را با اين جمله آغاز كرده است : إِلَهِى أَلْبَسَتْنِى الْخَطَايَا ثَوْبَ مَذَلَّتِى وَ جَلَّلَنِى التَّبَاعُدُ مِنْكَ لِبَاسَ مَسْكَنَتِى ؛ خداوندا ، گناهان لباس مذلت بر اندامم پوشانيده و دورى از تو جامه مسكنت بر پيكرم افكنده است . خداوندا ، درخواستى كه من از تو دارم ، جز تو دست قدرت كسى توان برآورده كردن آن را ندارد .