ان العبد ليذنب الذنب فيحرم صلوة الليل و يحرم الرزق و ما يدرى من اين حرم ؛
همانا بندهاى گناهى را مرتكب مىشود ، خداوند به واسطه انجام آن گناه او را از اقامه نماز شب محروم مىكند و يا روزى خويش را از وى دريغ مىنمايد ، ولى او نمىداند اين محروميت به سبب چيست ؟ ( و چه بسا اگر دقت نمايد و در وجود خويش تأمل كند ، در مىيابد كه اين محروميتها به علت انجام گناهان و آلودگى روح به زشتىها ايجاد شده است ) .
تشرف به درگاه حق شرايطى دارد . انجام گناه اين شرايط را از انسان سلب مىكند و او را به پايينترين درجات حيوانيت تنزل مىدهد .
محروميتها نيز مهلت مشخصى دارند و آن تا هنگامى است كه اميد بازگشت انسان به مسير مستقيم وجود داشته باشد ؛ اما اگر خداى نخواسته انسان هتك حرمت كرد و خود راه بازگشت را بر خويش بست ، آن گاه خدا نيز او را رها كرده و به حال خويش وا مىگذارد . آيه قرآن نيز مؤيد همين مطلب است :
« ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ » ؛
اى رسول ما ، آنان را به خورد و خوراك و لذات حيوانى خويش واگذار تا آمال دنيوى آنان را غافل گرداند و به زودى نتيجه اين كامرانى بيهوده را خواهند يافت .
گاهى مىبينيم كفار در عين كفر از امكانات مادى فراوانى بهرهمند هستند و اين مطلب براى بسيارى از كسانى كه آگاهى كافى ندارند سؤال برانگيز است . در صورتى كه اگر كمى دقت كنيم ، مىبينيم كه آنها از همه چيز گذشتهاند و قناعت به اين دنياى
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٣٣