بيان :
من هم هؤلاء ؟ أولئك أحبّاء اللَّه و أوليائه ، و أودّاء اللَّه و أصفيائه : عرفاء الناس و نقباؤهم عند اللَّه ، تأمّل و تعمّق و كرّر النظر و جدّد حتّى تعرفهم ، وصفهم اللَّه - تعالى - و عرّفهم لحبيبه و نجيبه و صفيّه و صفوته ليلة المعراج و لست أدري من هم ؟ و لكن ذكراهم تعطى الحياة و تحيى القلوب . و لا إشكال في أنّ في رأسهم المعصومون في كلّ عصر
هامش
- دستشان راحتاند ؛ امّا خود را [ براى عبادت و اطاعت خدا ] به رنج و زحمت مىاندازند . سخنشان سنگين و سنجيده است . از اعمال خود حساب كشيده ( مراقب كارهاى خويش اند ) ، خويشتن را به زحمت مىاندازند .
چشمانشان مىخوابد ؛ امّا دلشان نمىخوابد . ديدگانشان گريان و دلهايشان به ياد خداست . وقتى مردمان جزء غافلان و بىخبران نوشته مىشوند ، اينان از ذاكران و به ياد خدايند . در آغاز نعمت ، حمد خدا مىگويند و در آخر آن شكر مىگذارند . دعايشان به پيشگاه خدا بالا برده مىشود . سخنشان پذيرفته مىگردد . فرشتگان به وجودشان شادمانند . دعايشان زير حجابها مىچرخد .
پروردگار دوست دارد صدا و دعايشان را بشنود ، مانند مادر كه فرزندش را دوست دارد . هيچ چيز حتّى به اندازه چشم بر هم زدنى ، آنان را از ياد خدا مشغول نمىكند . در پى غذاى زياده ( پرخورى ) نيستند . سخن بيهوده نمىگويند . لباس انباشته نمىكنند . مردم در نظرشان مرده امّا خدا در باورشان زنده ، استوار و بخشنده است . هر كه را بدانان پشت كند ، از روى كرم و بزرگوارى مىخوانند و ارادهشان در برابر كسانى كه بديشان رو مىآورند ، لطف و مهربانى است . دنيا و آخرت در نظرشان يكى است .
مردم يك بار مىميرند ؛ ولى هر يك از ايشان به سبب مجاهدت با نفس و مخالفت با هوى و هوس و شيطان كه مانند خون در رگهايشان جارى است ، هر روز هفتاد بار مىميرند ! نسيم بجنبد ، آنان را به لرزه مىدارد ؛ امّا آن هنگام كه در پيشگاهم مىايستند ، مانند بنيانى محكماند . دلشان مشغول و اميدار به مخلوق خدا نيست . به عزت و جلالم سوگند ! به آنان زندگى پاك و پاكيزه ارزانى مىدارم .
وقتى روحشان از كالبدشان جدا مىشود ، فرشتهء مرگ را بر آنان چيره نمىكنم ؛ بلكه جز من كسى قبض روحشان نمىكند . تمامى درهاى آسمان را به روى روحشان مىگشايم . تمامى حجابها جز حجاب خويش را برمىدارم . دستور مىدهم بهشت را برايشان بيارايند ؛ حوريان به همسريشان درآيند ؛ فرشتگان بر آنان درود و سلام بفرستند ؛ درختان بهشتى ميوه دهند ؛ ميوههاى بهشت به سويشان فرستاده شوند .
به نسيمى كه زير عرش است ، دستور مىدهم كوهى از كافور و مُشك « ازفر » بفشاند . بىآن كه آتشى باشد ، برافروخته مىگردند . مؤمن وارد بهشت مىشود و بين من و روحش ، پرده و مانعى نمىباشد . وقتى قبض روحش مىكنم ، به دو مىگويم : خوش آمدى . خير مقدم ! با احترام و بشارت و رحمت و خشنودى بالا بيا . بهشتهايى برخوردار از نعمتهايى پاينده در انتظار آنان است . پيوسته و جاودان درآنند . پاداش بزرگ نزد خداست . اگر مىديدى فرشتگان چگونه آنها را مىگيرند و به ديگرى مىدهند ! ( الجواهر السنية ، ص 194 ؛ بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 24 ) .