من يحبّنا منقوصاً بحقّه على حبّه إيّانا و أصبحت قريش تُفضَل على جميع العرب بأنّ محمّد صلى الله عليه و آله منهم ، يطلبون بحقّنا و لا يعرفون لنا حقّاً ، أدخل ، فهذا صباحنا و مسائنا .
« 1 »
شعر
ماه بر آناند كه چون روى توست * ادّعاست
مُشك ستانند كه چون موى توست * اين خطاست
آن كه قد دلكش رعناى سرو * اى تَذَرو
گفته كه چون قامت دلجوى توست * نارساست
خُلد بَرين هم اگر اى رشك حور * بىقصور
آب و هوايش چو سرِ كوى توست * با صفاست
( امير اتابكى )
شعر
ستارهاى بدرخشيد و ماه مجلس شد * دل رميدهء ما را انيس و مونس شد
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه ، مسئلهآموز صد مدرّس شد
( حافظ )
هامش
( 1 ) . منهال مىگويد كه خدمت على بن حسين عليه السلام رسيده ، عرض كردم : سلام بر شما ، خدا بيامرزدتان ! چگونه و در چه حاليد ؟ فرمود : مىپندارى شيعه و پيرو مايى ؛ امّا از صبح و شب ما خبر ندارى . ميان قوم ، مانند بنى إسرائيل بين آل فرعون گشتهايم ، كه پسرانمان را مىكشند و زنانمان را زنده نگه مىدارند . بهترين خلق پس از پيامبر ( امام على ) بر منابر لعن مىشود . براى ناسزاگويى به امام ، مال و اموال جايزه داده مىشود ! هر كه ما را دوست داشته باشد ، به جرم آن كه ما را دوست دارد ، حقش غصب مىشود .
قريش به بهانهء اين كه محمّد صلى الله عليه و آله از آنان است ، [ بدون شايستگى ] بر تمامى عرب ترجيح و برترى داده مىشوند . حق ما را غصب مىكنند و براى ما حقى قائل نيستند . اكنون داخل خانه شو . اين وضع صبح و شام ماست ! ( جامع الأخبار ، ص 238 ، ح 607 ؛ بحار الأنوار ، ج 73 ، ص 16 ) .