مىگيرد . مباشرت افعال - يعنى : خود انسان بهجا آورد و نه شخص ديگر به او وضو دهد - مگر آنكه مضطر باشد ، ترتيب بين افعال وضو ، و موالات ، يعنى : پىدرپى ايجاد كردنِ آن . و خود وضوء ، واجب مقدّمى ؛ و اين امور ، واجبات فرعى و شرطى آن است .
امّا نواقص وضو : خارج شدنِ بول ، غائط و ريح ، خوابيدن ، زائل شدن عقل به وسيلهء ديوانگى ، بىهوشى و مستى ، بيرون آمدنِ خون استحاضه ، و دست زدن به بدن ميّت است .
و امّا غايات ، يعنى امورى كه توقّف به وضو دارد : نماز ، طواف خانهء خدا ، جايز شدن مسّ خطوط قرآن ، كامل انجام يافتن قرائت قرآن ، و بدون كراهت بودنِ خواب است .
تخلّى « 1 »
مسئلهء 1 . واجب است پوشاندن عورت از انسان مميز .
مسئلهء 2 . حرام است نگاه كردن به عورت ديگران - مرد ، يا زن - گرچه از پشت شيشه يا در آئينه و آب باشد ، مگر در مقام ضرورت و معالجه .
مسئلهء 3 . حرام است رو به قبله و پشت به قبله نشستن در حال تخلّى .
مسئلهء 4 . با آب شستنِ مخرج بول ، واجب است ؛ و غير آب ، كافى نيست .
مسئلهء 5 . واجب است پاك كردن مخرج غائط با آب و يا سه قطعه - يا بيشتر - [ از ] جسم پاكى كه نجاست را از محلّ ، بر طرف كند .
غسل
« غسل » به فتح غين و ضمّ آن ، در لغت ، مطلق شستن است ؛ و در اصطلاح شرع ، شستن تمام بدن است به قصد قربت اين عمل ، از عبادتهاى ابتكارى و اختراعى شرع و جزو برنامههاى همهء شرايع الهى است .
غسل ، داراى اجزاء و شرايط و موانع و نواقض چندى است ؛ و خود ، انواع متعدّدى دارد كه شش قسم از آنها واجب و بقيّه مستحبّ است .
هامش
( 1 ) . تخلّى : قضاى حاجت كردن .