5 . طهارت بدن انسان از عيوب و نقص در خلقت ، مانند : كرى ، كورى و غيره . اين طهارت را سلامت نامند و مقابل آن را عيب گويند .
6 . طهارت جسم انسان از امراض . و مقابل آن را صحّت نامند .
و اين دو قسم از طهارت ، در علم طب ، مورد بحث است .
7 . طهارت اجتماع انسانى از اختلاف و بىنظمى و عداوت و جنگ و هرج و مرج .
پس اتّصاف هر ملّتى به اتّحاد و نظم و صفا و اخوت ، طهارت اجتماع است و آن را به نام صلح و كمال مىنامند ؛ و اتّصاف آنها را به ضِدّ آن ، پليدى و فساد نامند .
اين مسئله ، در علم جامعهشناسى و روانشناسى ، مورد بحث است .
بنابراين ، مورد بحث در اين كتاب ، قسم سوم است ؛ چه آنكه مبناى اين كتاب ، بيان واجبات و محرّماتى است كه از اعضا و جوارح انسان ، صادر مىشوند ، گرچه گاهى از مستحبّ و مكروه و گاهى از احكام وضعيّه ، مانند طهارت و نجاست و يا صحّت و فساد ، صحبت مىشود .
وضو
« وضوء » در لغت ، نظافت و پاكيزگى ؛ و به فتح واو « وَضوء » آبى است كه با آن ، وضو گرفته مىشود . و در اصطلاح شرع ، مجموعهء اعمالى است عبادى كه به عنوان مقدّمهء امور ديگر ، انجام مىيابد .
اين عمل شريف از نظر اسلام و ملاحظهء حكم و مصالح معنوى ، عملى است وسيلهء طهارت باطنى ، راه ازالهء پليدى از روح ، سبب پاكيزگى قلب ، شرط اصيل نماز و طواف ، مقدّمهء اهمّ معراج ، پارهاى از ايمان ، و يك سوم نماز .
اجزاى اين عمل شش ، شرايط آن ده ، نواقض و باطلكنندهء آن هفت ، و غايت آن پنج تا است .
امّا اجزاى آن ، سه شستن است و سه مسح .
و امّا شرايط آن : قصد قربت و پاك بودن اعضاى وضو ، پاك بودن آب ، مباح بودن آب ، بر طرف كردن موانع از اعضا ، مباح بودن مكان وضو و ظرفى كه از آن وضو