ميان خودمان ، چنين كسى را سراغ ندارم ، فرمود : « پس حالا خبرى نيست و هنوز اين مردم ، عقولشان را درنيافتهاند » .
نتيجه : عملى كردن اين احكام ، بدون ترديد ، درميان جامعهء اسلامى ، وحدت و صميميّتى ايجاد مىكند كه سبب مواسات و معاونت و در نتيجه برادرى و برابرى در حقوق و اموال و ساير لوازم زندگىِ يك اجتماع سالم و توحيدى خواهد بود ، چنانچه نمونههاى زيادى از آنان ، در صدر اسلام ، مشاهده شده [ است ] .
قدم سوم ، تربيت انسانهاى ما فوق و خداگونه است كه مظهر صفات اللَّه و كمال و جمال ذات يگانهء او و خليفهء خدا در محيط زمين و طول زمان باشد .
اينان كه مصداق بارز و روشنشان ، انبياى عظام و جانشينان خاصّ آنهايند و نيز گروهى از انسانهاى تربيتشدهء مكتب انبيا و تكامليافته در مدرسهء آنها مىباشد ، در هر جامعهاى كه زيست كنند ، كوشش دارند . ملّت را در مرحلهء اوّل ، به سوى مواسات و مساوات و برابرى بكشانند و جامعهء متقارب الطبقات ايجاد كنند ؛ [ جامعهاى ] بر ضدّ طبع اوّلىِ تربيت نايافتهء بشر كه پيوسته مايلند خويش را در رفاه ببينند ولو به محروميّت ديگران بيانجامد ؛ و سلطه پيدا كنند ولو به استبداد غير بكشد ؛ و ثمرات عيش و نوش بچينند ، گرچه ديگران را استثمار نمايند و خود تفوّق بر افكار جويند و سايرين را استحمار كنند . و در مرحلهء دوم ، جامعه را همراه خودشان بدانجا تكامل بخشند كه رفاه و خوشى خويش را در راه رفاه ديگران ، فدا سازند ؛ محروميّت كشند تا جامعه را به حقّ خويش برسانند ؛ استضعاف شوند تا مستضعفان را از زير سلطه و استبداد بيرون آرند . و اگر چنانچه موفّق به پياده كردن چنين آرمانى شدند - و مطمئنّيم كه روزى اين توفيق ، طبق وعدههاى خداوند ، نصيب آنها خواهد شد - بىترديد ، جوامع انسانها قدم به مرحلهء سوم خواهند گذاشت ؛ و جهان بشريّت ، تحت لواى اسلام عزيز ، آن خواهد شد كه غرض اصلى از خلقت او است و آنچنان خواهد انديشيد كه انسان بايد بينديشد و صاحب آن خوى و خصلتها خواهد بود كه خليفهء خدا را سزد و بدان طرز رفتار خواهد نمود كه انسان ملكوتى و بشر سَماوى و
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 506
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٠٦