صفات ثبوتى و سلبى خداوند
مسئلهء 4 . از ادلّه و مدارك قطعى دربارهء صفات جلال و جمال خداوند ، چنين برمىآيد [ كه ] : مبدأ هستى ، ذاتى است حايز و جامع همهء صفتهاى نيكو و همهء كمالات و منزّه و پاك از هر زشتى و صفت رذيله و نقص و عيب ، صفات كمالى كه خداوند را توصيف به وجود آنها مىكنيم و مىگوييم : خدا عالم است و عادل است به نام صفات جمال و صفات نقصى كه آنها را از خداوند ، سلب مىكنيم ، نظير آنكه مىگوييم : خداوند جسم نيست ، جاهل نيست ، و عاجز نيست ؛ به نام صفات جلال ناميده مىشوند .
شاهد مطلب ، آيات زير است :
1 . « هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِىُ الْمُصَوِّرُ لَهُ اْلأَسْماءُ الْحُسْنى » ؛ « 1 » او اللَّه [ و ] آفريننده و ايجاد كننده است [ و ] نگارندهء صورت خلائق [ كه ] همهء نامها و صفتهاى نيك ، از آنِ او است .
2 . « فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السّاجِدينَ » ؛ « 2 » اى انسان ، پروردگار خود را توأم با ثنا و سپاسش ، از هر نقصى منزّه بدان و در برابرش خضوع كن .
توحيد صفاتى و افعالى
مسئلهء 5 . در مقابل توحيد ذاتى كه ذكر شد ، توحيد صفاتى و افعالى است .
توحيد صفاتى ، دو معنا دارد :
1 . آنكه صفات بارى تعالى عين ذات او است ، پس او يگانه در ذات و صفت است و مثل انسانها و ساير موجودات نيست كه صفاتشان جدا از ذات و عارض بر ذات باشد ؛ و بنابراين ، شرك در صفات ، آن است كه كسى معتقد شود صفات خداوند جدا از ذات و عارض بر ذات او است ، چنانچه حضرت على عليه السلام مىفرمايد :
« وَ كَمَالُ تَوْحِيدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ ، وَ كَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ ، لِشَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ أَنَّهَا غَيْرُ الْمَوْصُوفِ ، وَ شَهَادَةِ
هامش
( 1 ) . سورهء حشر ، آيهء 24 .
( 2 ) . سورهء حجر ، آيهء 98 .