زكات
« زكات » در لغت ، به معناى پاكى ، نُمُو و رشد است ؛ و در اصطلاح شرع ، حقّ مالى و ماليات خاصّى است كه به برخى از درآمدها و عايدات جامعه ، با شرايطى خاص بسته شده ، متعلّقش نُه چيز و مستحقّش هشت قسم از اشخاص و جهات است . اين حق از نظر آثار و مصالح دينى و مادّى ، يعنى : تطهير مالى ، تزكيهء روانى ، ماليات اسلامى ، سبب تقارب طبقات و محافظت از انفجار ويرانگر ، درآمد مشروع نيازمندان ، آزمايش اهل ثروت ، رابط بين غنى و فقير ، بيمهء الهى اموال ، تقويت نفس ، تعاون همگانى ، حقوق كارمند ، جاذبهء دلهاى ناتوان ، راه نجات بردگان ، وسيلهء استخلاص از غرامت ، ترميم طريق سير إلى اللَّه ، يارى از رهماندگان قافلهء كمال .
مسئلهء 1 . زكات واجب ، بر دو قسم است : زكات مال ، و زكات بدن ( يعنى فطره ) .
مسئلهء 2 . زكات مال ، قسمى از ماليات اسلامى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پس از امر پروردگار بهگرفتن زكات از مردم ، طبق ولايت مطلقهء خويش ، بر نُه قسم زير از اموال « 1 » ، وضع فرمودند .
دو قسم از نقود رايج وقت : طلا و نقرهء سكّهدار ؛ و سه قسم از مَواشى و حيوانات :
شتر و گاو و گوسفند ؛ و چهار قسم از درآمدهاى كشاورزى : گندم و جو و خرما و كشمش .
مسئلهء 3 . وجوب زكات بر انسان ، توقّف به امور زير دارد :
1 . بالغ بودن صاحب مال . پس بر اموال طفلِ غير بالغ ، زكات ، متعلّق نمىشود .
2 . عاقل بودن ؛ كه بر اموال ديوانگان ، زكات علاقه نمىگيرد .
3 . مالك بودن . و بنابراين زكات امانت و عاريه و راهن ، بر عهدهء امانتدار و عاريهدار و گرو گيرنده نيست .
4 . قدرت بر تصرّف . پس زكات عين موقوفه بر موقوفٌ عَلَيْهِ خاص و مال گمشده و غصب شده و به راهنْ داده شده ، بر مالك آنها واجب نيست ؛ چه آنكه محروم از تصرّف است .
هامش
( 1 ) . مطبوع : + / « است » .