جهت كه اين گروه از قرب خداوند واز هر خير وصلاح بهدورند . اين واژه در قرآن كريم بر هر طغيانگر ونافرمان اطلاق مىشود ؛ چه از جنس إبليس باشد يا از آدميان .
چنانكه مىفرمايد :
جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيِّ عَدُوًّا شَياطينَ اْلإِنْسِ وَالْجِنِّ . « 1 » براي هر پيامبرى دشمنانى قرار داديم كه عبارتاند از شياطين انساني مرئى وشيطانهاى جنّى نامرئى .
كوتاه سخن در شرح حقيقت وماهيت اين گروه طبق استفاده از ادلّهء نقليه آنكه اينان موجوداتى زنده وصاحب ادراك وشعورند كه در همين جهان در پس پردهء احساس ما زندگى مىكنند ، مبدأ خلقت اينها آتش است ؛ « 2 » چنانكه مبدأ خلقت آدميان خاك ، « 3 » وفرشتگان نور است . « 4 » برخى از دانشمندان بر آناند كه اين صنف با صنف اجنّه وپريان در حقيقت نوعي متّحدند وجدايىشان در اين است كه مؤمنانشان را جن وكافرانشان را إبليس وشيطان نامند . « 5 » برخى ديگر گفتهاند كه هر يك نوعي جداگانه است . اينان داراى صفات نوعي خاص وأفكار وكردار مخصوص ومكلّف به دستورات وقوانين متناسب با وضع وجودىشان مىباشند . اينان منشأ اصلى شرور ومفاسد وطغيان وعصياناند .
انديشه وعمل خيرى از اينها تحقق نمىيابد وهيچ عمل شرى از آدميان صادر نمىشود جز آنكه اينها در صدور آن دخالت دارند . اينان را با آدميان عداوتى عظيم وقديم وريشهدار وغير قابل زوال است . « 6 »
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 112 .
( 2 ) . سورهء أعراف ، آيهء 12 ؛ سورهء ص ، آيهء 76 ؛ الكافي ، ج 1 ، ص 58 ، ح 18 ؛ المحاسن ، ج 1 ، ص 211 ، ح 80 و 81 ؛ علل الشرايع ، ج 1 ، ص 62 ، ح 1 .
( 3 ) .
( 4 ) . الاختصاص ، ص 109 ؛ بحار الأنوار ، ج 11 ، ص 102 ، ح 8 ؛ صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 226 ؛ مسند أحمد ، ج 6 ، ص 153 .
( 5 ) . مفاتيح الغيب ، ج 1 ، ص 80 - 82 .
( 6 ) . همان .