بِسْمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيم
الحمدللَّه الذي علّم القرآن والسلام على محمد وآله خلفاء الرحمن واللعن على أعدائهم أولياء الشيطان وأعداء الإنسان .
وبعد ، در عصري آكنده از جور ومحيطى مملو از خفقان - كه روزهايش از نظر آزاد مردان شب تار ، وشبهايش در منطق روشنبينان ماه وسال بود - ، تابستانى را در شهرستانى بهنام زنجان بهطور تصادف گذرانديم . به درخواست برخى از دوستان به بحثي مربوط به تفسير سورهاى از قرآن كريم شروع كرديم ؛ چه آنكه مترقب بود بتوانيم مطالبى از حقايق اسلام را در جامعهاى طاغوتزده عنوان كنيم وضمناً گاهگاهى تحت حفاظى ومحفوف به استارى سخنى از آنچه خلاف ميل ابرمردان سياست ورياست است ، بهميان آيد ؛ نه آنكه خيال شود به قلم آيد ومنتشر گردد .
زيرا مطلب بالاتر از آن بود كه تصور شود . بل در همان محيط خاص برقى زند وخاموش گردد وشقشقهاى از اشترى « 1 » باشد ، ظاهر گردد وسپس پنهان شود .
بالجملة ، به تفسير سورهء مباركهء « ص » پرداختم . در آن مدت كوتاه ، مجملى از حديث مفصّلى ومختصرى از شرح مطوّلى صحبت شد .
آن تابستان بر ما بدان جهت كه اين بحث فشارهاى روحي ما را تا حدى مغفولٌ عنه مىداشت ، خوش گذشت ؛ علاوة آنكه آثار وقرائنى در كار بود كه گواهى بر
هامش
( 1 ) . اشاره به كلام امام علي عليه السلام در خطبهء شقشقيه نهج البلاغة است .