( آيه 140 - 142 ) ( إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ * فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ * فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ )
لغت :
فُلك يعنى كشتى . مشحون يعنى پر از مسافر .
فساهم فعل ماضى از باب مفاعله ، و مساهمه به معنى قرعه انداختن با يكديگر است .
مدحضين اسم مفعول از باب افعال و مصدر ثلاثى آن دحض و آن به معنى لغزيدن و سقوط و در اين جا به معنى سقوط و افتادن در درياست .
حوت به معنى ماهى است .
مصدر التقم التقام به معنى بلعيدن است .
مليم اسم فاعل باب افعال به معنى ملامتكننده است .
تفسير :
ياد آور هنگامى را كه به سوى كشتى پر از مسافران و بار فرار كرد و در آن سوار شد .
اباق به معنى گريختن بنده از مولاى خود است و چون حضرت يونس عليه السلام بدون اذن خداوند از شهر بيرون رفته بود ( تا قومش عذاب شوند ) از اين رو تعبير به اباق و فرار در نهايت حسن باشد .
چون حضرت داخل كشتى شد و كشتى از ساحل به ميان آب رفت بايستاد ، ملّاحان گفتند : حتماً بندهء گريختهاى در كشتى باشد كه از حركت مانده است ! بايد او را در ميان آب بيندازيم . زيرا عادت آنها اين طور بود . حضرت يونس فرمود : بندهء گريخته منم . گفتند :
حاشا تو بندهء صالحى و آثار صلاح از سيماى تو هويداست ! فرمود : من خود را بهتر از شما مىشناسم . چون گفتگو زياد نمودند فرمود قرعه زنيد اگر به نام من آمد مرا به دريا اندازيد .
يا چون خطر كشتى اقتضا كرد برخى در آب افكنده شوند او در قرعهكشى شركت كرد و قرعه به نام او افتاد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 92
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٩٢