شرح واقعه : طبرسى رحمه الله نقل نمايد كه حضرت عيسى عليه السلام دو نفر از حواريون خود را به انطاكيه فرستاد تا مردم را به خدا دعوت كنند . چون نزديك شهر رسيدند پيرمردى گوسفند مىچرانيد ، بر او سلام كردند ، پرسيد : كجا مىرويد ؟ گفتند : ما فرستادگان حضرت عيسى عليه السلام هستيم آمدهايم تا شما را دعوت ( به خدا ) كنيم و از بتپرستى باز داريم . پير گفت : شما بر صدق ادّعاى خود دليلى و نشانهاى داريد ؟ گفتند : بيماران به دعاى ما شفا يابند و كور مادرزاد و پيس را به حالت صحّت رسانيم .
پيرمرد گفت : چند سال است فرزند من بيمار است و اطبا از علاج آن عاجز شدهاند ، اگر به دست شما خوب شود من مذهب شما را اختيار كنم . بر سر بالين او آمدند و دعا كردند ، فوراً صحّت يافت ؛ پيرمرد ايمان آورد . و او همان حبيب نجار ، مؤمن آل يس است ؛ اما ساير مردم دعوت آنها را نپذيرفتند .
( آيه 14 ) ( إِذْ أَرْسَلْنَآ إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُواْ إِنَّآ إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ )
لغت :
عزّزنا فعل ماضى و مصدر آن تعزيز و آن به معنى تقويت كردن است .
تفسير :
آنگاه كه دو نفر را به سوى آنها فرستاديم ، پس آنها را تكذيب كردند و ما آن دو را به فرستادهء سومى تقويت نموديم و همگى گفتند : ما به سوى شما فرستاده شدهايم و براى هدايت شما آمدهايم .
( آيه 15 ) ( قَالُواْ مَآ أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مّثْلُنَا وَ مَآ أَنزَلَ الرَّحْمنُ مِن شَىْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 23
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٣