عهده تو است .
يعنى چنانچه شنوانيدن سخن به مردگان ممكن نيست همچنين شنوانيدن سخن حق به كسانى كه بر كفر و عناد و انكار حق اصرار دارند نيز غيرممكن است .
مراد اسماع حق بر وجه انتفاع است ، و چون كافر و معاند از استماع حق انتفاع نمىيابند ، پس گوييا نمىتوانند آن را استماع كنند .
[ هر قومى يك بيمدهنده ]
( آيه 24 ) ( إِنَّآ أَرْسَلْنكَ بِالْحَقّ بَشِيرًا وَ نَذِيرًا وَ إِن مّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ )
لغت :
خلا فعل ماضى به معنى « گذشته است » مىباشد .
تفسير :
همانا ما تو را به حق و مطابق عقل و حكمت و رحمت و نظام اتم خلقت ، مژدهدهندهء مؤمنان و بيم دهندهء كافران فرستاديم ، يا همانا تو را به دين حق كه اسلام است ، يا تو را در حالى كه حق و از اهل حق و درست كردار و راست گفتار هستى ، مژدهدهنده و بيمدهنده فرستاديم و هيچ امتى نبوده مگر اين كه ميان آنها بيمدهندهاى ( پيامبرى يا وصى معصومى يا دانشمند صالحى ) بوده است .
تبصره : هيچ عصرى از نذيرى كه حجت باشد خالى نبوده ؛ و مراد از حجت ، يا پيغمبراست يا امام . بنابراين در زمان فترت كه ما بين زمان حضرت عيسى عليه السلام و حضرت خاتم صلى الله عليه و آله مىباشد نيز حجّت بوده ، منتها احكام الهى بواسطهء جاهليّت مندرس شده بود .
محدّث خبير حاجى نورى - رضوان اللَّه عليه - در نفس الرحمن فرمايد : از برخى روايات كه در منهج و اكمال الدين است استفاده مىشود كه : حضرت سلمان - رضوان اللَّه عليه - از اوصياءِ حضرت عيسى ؛ بلكه آخرين آنها بوده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . نفس الرحمان فى فضائل سلمان - باب اوّل - ص 4 .