خالق و حافظ و رازق بشر است ، پس بشر نيازمند مطلق و او غنىّ و بىنياز مطلق است .
نكته : ذكر « حميد » بعد از « غنا » به جهت اين است كه خداى متعال به غناى ذاتى خود به همهء بندگانش احسان و انعام دارد ، از اين رو سزاوار ستايش است .
كاشفى در تفسير خود گويد كه ماهيات ممكنه در وجود محتاجاند به وجوددهنده ، و أَنتُمُ الْفُقَرَآءُ اشارهء به آن است ، و حق تعالى به حسب كمال ذاتى ، از وجودِ عالَم و عالميان مستغنى باشد ، و وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِىُّ عبارت از آن است . و چون ظهور كمال غنا موقوف بر وجود دادن به ممكنات است ، پس به خاطر ايجاد كه نعمتى بسيار بزرگ است مستحق حمد و ثناى كلّى باشد ، و كلمهء الْحَمِيدُ اشاره به آن است . « 1 »
( آيه 16 و 17 ) ( إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ * وَ مَا ذَ لِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ )
تفسير :
خداوند ، اگر بخواهد شما را از بين مىبرد - يعنى همه شما را هلاك مىكند - و مخلوق جديدى به وجود مىآورد - يعنى قومى ديگر را كه مطيعتر باشند خلق مىكند - و اين كار بر خدا دشوار و سنگين نيست ؛ بلكه در نهايت سهولت و آسانى است .
تبصره : آيهء شريفه دالّ است بر غضب الهى بر اهل كفر و طغيان و شرك و عصيان ، پس بايد اينها از مخالفت بپرهيزند ؛ زيرا عاقبتش وخيم است .
در كافى از حضرت صادق عليه السلام فرمود :
تَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ سَطَوَاتِ اللَّهِ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ . قَالَ : قُلْتُ : وَمَا سَطَوَاتُ اللَّهِ ؟ قَالَ : الأخْذُ عَلَى الْمَعَاصي « 2 » :
شب و روز پناه بريد به خدا از سطوات الهى . راوى گويد : گفتم : سطوات خدا
هامش
( 1 ) . تفسير منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 439 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 269 .