لغت :
تناوش به معنى دسترسى پيدا كردن است .
قذف به معنى انداختن است .
تفسير :
آنها در قبر يا قيامت گويند : ما به آن ( قرآن ) ايمان آورديم . يا گويند : ما به يگانگى خدا ايمان آورديم . اما چگونه ميسَّر است براى آنها دسترسى به ايمان ( ايمانى كه به حال آنها سودمند باشد ) از راه دور ( يعنى از آخرت كه به دنيا دور است ) ؟ وَ قَدْ كَفَرُواْ . . . : زيرا ايمان آوردن ، پس از مشاهدهء مرگ و عذاب قبر و قيامت به حال كسى سود ندارد و حال آن كه آنها به پيامبر و قرآن ، پيش از آن كفر ورزيدند و تير تهمت با چيزهايى كه نديده بودند و واقعيت نداشت از جايگاهى دور به آنها ( به پيامبران ) مىافكندند .
يعنى پندارهاى بىاساس خود را به آن حضرت نسبت مىدادند و مىگفتند : او مجنون ، ساحر ، دروغگو و افترازنندهء به خداست ! يا دربارهء چيزهايى كه بر آنها پوشيده و مخفى بود ادّعاى علم مىكردند .
( آيهء 54 ) وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُواْ فِى شَكّ مُّرِيبِ
لغت :
حيل ماضى مجهول است يعنى فاصله و جدايى افتاد .
تفسير :
عاقبت ميان آنان و آنچه به آن ميل و اشتها داشتند از لذايذ دنيا ، به وسيلهء مرگ جدايى افكنده شد چنان كه دربارهء امثال آنها پيش از اين همين ( جدايى از خواستهها ) انجام گرفته بود ؛ زيرا آنان نسبت به عالم آخرت ، يا در پيامبرى پيامبر و نيز عالم آخرت در شكى ترديدزا و ابهامآور ، و يا بسيار شككننده بودند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 477
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٧٧