تفسير :
اى پيامبر ، بگو : بىترديد پروردگار من حق را القا مىكند ( كتابهاى آسمانى را بر دلهاى انبيا مىافكند و به آنها وحى مىكند ) و از زبان آنها به جامعه القا مىكند و در جهان منتشر مىسازد . يا بگو : بىترديد رد مىكند باطل را به حق ، و به حق باطل را نابود مىكند .
خدا داناى همهء غيبهاست و هيچ چيز بر او مخفى نيست .
( آيهء 49 ) قُلْ جَآءَ الْحَقُّ وَ مَا يُبْدِئُ الْبطِلُ وَ مَا يُعِيدُ
تفسير :
اى پيامبر ، بگو : حق ( اسلام ) آمد ، و باطل و شرك و بت پرستى بىاثر شد ؛ زيرا باطل ( ابليس ، بتها ، معبودهاى باطل ) چيزى را نمىآفريند و چيزى را بر نمىگرداند ؛ يعنى باطل بر خلق كردن و زنده كردن بعد از مرگ قدرت ندارد .
يا باطل نه چيزى از شئون خود و امور دنيا را آغاز مىنمايد و نه تجديد مىكند .
نزد بعضى از مفسّران معنى اين آيه با آيهء جاء الحق و زهق الباطل [ سوره اسراء ، آيهء 81 ] يكى است ؛ يعنى اسلام آمد و شرك نابود شد .
عبد اللَّه بن مسعود روايت نموده كه در مكّه پيرامون كعبه سيصد و شصت بت نهاده بودند ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله با چوبى كه به دست داشت بر آن بتان مىزد و مىفرمود : جَآءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبطِلُ إِنَّ الْبطِلَ كَانَ زَهُوقًا . « 1 »
( آيهء 50 ) قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَآ أَضِلُّ عَلَى نَفْسِى وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِى إِلَىَّ رَبّى إِنَّهُو سَمِيعٌ قَرِيبٌ
هامش
( 1 ) . تفسير مجمع البيان ، ج 4 ، ص 397 .