لغت :
استخفاف غالباً به معنى سبك شمردن استعمال مىشود ؛ اما در اين جا گفته مىشود مقصود وادار كردن به سبكى و سستى و اضطراب است .
[ لزوم ايمان به وعدهء الهى ]
تفسير :
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ : پس بر آزار و اضرار و تهديد و نيرنگ و اعراض منكران و معاندان صبر كن ، مسلَّماً وعدهء خدا به نصرت و اعلاى كلمهء حق و غلبهء دين تو بر تمام اديان ، درست و حق است ، و خداى تعالى به وعدهء خود وفا خواهد فرمود ، چه خلاف وعده مستلزم قبيح ، و صدور آن از حكيم على الاطلاق محال است .
وَ لَايَسْتَخِفَّنَّكَ . . . : و مبادا كسانى كه يقين به وعدههاى الهى ندارند تو را به اضطراب و سبكى درآورند ؛ يعنى نبايد به جهت تكذيب معاندان ، در تو سستى و قصورى در دعوت پيدا شود ؛ زيرا آنها اهل شك و ضلالتاند و انكار از ايشان غريب نيست ، پس در امر دين خود ثابت و راسخ باش .
آيهء شريفه تنبيه است براى مؤمنان در ثبات در دين و عدم تزلزل به خاطر انكار معاندان .
حضرت صادق عليه السلام فرمود :
إنَّ الْمُؤْمِنَ أشَدُّ مِنْ زُبُرِ الْحَديدِ ، إنَّ زُبُرَ الْحَديدِ إذَا دَخَلَ النَّارَ تَغيَّرَ ، وَإنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْ قُتِلَ ثُمَّ نُشِرَ ثُمَّ قُتِلَ لَمْ يَتَغَيَّرْ قَلْبُهُ :
مؤمن ، سختتر است از پارهء آهن ، چون پارهء آهن وقتى داخل آتش شود تغيير كند ، و مؤمن اگر كشته شود ، پس زنده شود ، بعد كشته شود ، قلب او تغيير نكند . « 1 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 67 ، ص 304 - 303 ، به نقل از صفات الشيعة صدوق ، ص 179 .